به روز شده: 20 ساعت و 48 دقیقه قبل
کد مطلب: 21175
زمان انتشار: چهارشنبه 15 تیر 1390 - 13:08:51

گزارش سالانه نقض گسترده حقوق بشر در آمریکا

گزارش سالانه نقض گسترده حقوق بشر در آمریکا
حقوق بشر  > جهان  - دفتر اطلاعات شورای حکومتی چین سالانه موارد نقض حقوق بشر در آمریکا را طی یک گزارش جامع و کامل ارائه می کند. آنچه در پی می آید گزارشی از وضعیت نقض حقوق بشر در سال 2010 در آمریکاست.

وزارت امور خارجه آمریکا در تاریخ 8 آوریل 2011  گزارش کشوری در خصوص رعایت حقوق بشر در کشور ها را برای سال 2010 منتشر نمود. همانند سال های گذشته؛  گزارشات منتشر شده سرشار از تحریفات و اتهامات حقوق بشری در بیشتر از 190 کشور و مناطق مختلف از جمله چین می باشد. هرچند که ایالات  متحده نسبت به وضعیت اسف بار حقوق بشر در کشور خودش چشم پوشی نموده و بندرت  به آن اشاره ای کرده است. لذا در این گزارش آمار حقوق بشر در ایالات متحده در سال 2010 تهیه شده است تا آمریکا را وادار نماید به مسائل حقوق بشری خویش بپردازد.

l-در خصوص حقوق زندگی، اموال و امنیت شخصی
 ایالات متحد ه بالاترین آمار موارد جرمهای خوشونت بار دنیا را در رابطه با زندگی، اموال و امنیت شخصی مردم گزارش میکند که طبق موازین حقوق بشر از آنها محافظت نشده است.
همه ساله در ایالات  متحده از هر 5 نفر یک نفر قربانی جنایت است. هیچ ملتی در روی زمین نرخ جرم به این بالایی ندارد.(واقعیتهای دهگانه شگفت آور درباره جرائم در ایالات  متحده که سر سام آور است  beforitsnews.com).  بر اساس گزارش منتشره وزارت دادگستری آمریکا در 13 اکتبر 2010 , در سال 2009 جرمهای خوشونت بار 4.3 میلیون فقره , جرائم مرتبط با اموال مردم 15.6 میلیون فقره  و سرقت  از افراد 12 سال به بالا 133000 مورد علیه شهروندان آمریکایی گزارش شده لست, و نرخ جرم های منتهی به خشونت 17.1 در هر 1000 نفر قربانی داشته است. ( منبع خبر تار نمای ( وب سایت) وزارت دادگستری آمریکا www.ojp.usdoj.gov  قربانیان جنایات در سال 2009).
میزان جرائم به شهرهای بسیاری در ایالات  متحده سرایت کرد. در شهر  st Louis  درایالات   Missouri بیش از 2070 جرائم توام با خشونت برای هر 100000 سکنه گزارش شده است که این پر خطرترین شهر بشمار می رود. (خبر گزاری آسوشتید پرس, 22 نوامبر2010).  ساکنین  Detroit هر ساله یشتراز 15000 مورد جرائم توام با خشونت را تجربه می کنند, به این معنا که در هر 100000 نقر سکنه  1600 نفر مورد جنایات خشونت بار قرار می گیرند. گزارش شده است که در چهارشهر بزرگ ایالات  متحده,  شیکاگو، لوس انجلس, فیلادلفیا و نیویورک در سال 2010 تعداد قتل نسبت به سال گذشته افزایش داشته است ( 5 دسامبر 2010, USA Today) .  در طی یک هفته از 29 مارس الی 4 آوریل 2010 تعداد 25 مورد قتل در حومه لوس انجلس  اتفاق افتاده و در نیمه اول 2010 ,373 نفر در لوس انجلس به قتل رسیدند (www.lapdonline.org). همینطور از 11 نوامبر, نیویورک سیتی شاهد 464 مورد قتل نفس بود. که در مقایسه با 400 مورد گزارش شده در همان مقطع زمانی در سال گذشته  16%  افزایش داشته است. (روزنامه واشینگتن پست 12 نوامبر 2010).
ایالات متحده در خصوص کسانیکه بی ضابطه دارای اسلحه هستند کنترل شدیدی را اعمال نکرد. خبرگزاری رویتردر دهم نوامبر 2010 گزارش کرد که آمریکا در دنیا درخصوص حمل اسلحه شخصی در رده اول قرار دارد. برآورد شده در کشوری که حدود 300 میلیون نفر جمعیت دارد حدود 90 میلیون نفر دارای 200 میلیون فقره اسلحه هستند. دادگاه عالی ایالات متحده در دومین اصلاحات قانون اساسی ایالات متحده که درتاریخ 28 جون 2010 اعمال نموده , به شهروندان آمریکایی اجازه می دهد که در سراسر آمریکا می توانند به منظور دفاع شخصی اسلحه حمل نمایند. (واشنگتن پست 29 جون 2010). چهار ایالات  امریکا بنام تنسی, آریزونا، جورجیا و ویرجینیا مجازند در بارها ومشروب فروشی ها هفت تیر آماده شلیک داشته باشند.  و هجده ایالات  دیگر در رستورانهایی که مشروبات الکلی سرو می شود اجازه دارند اسلحه داشته باشند. (روزنامه نیویورک تایمز, سوم اکتبر 2010 ). ایالات  تنسی قریب 300000 نفر جواز حمل هفت تیر را دارند.

 روزنامه واشنگتن تایمزدرهفتم جون 2010 گزارش داد که در نوامبر 2008 در مقایسه با نوامبر 2007 تعداد 450000 نفر بیشتر سلاح گرم خریداری کرده بودند. این تعداد بیش از 10 برابر افزایش در فروش اسلحه از نوامبر 2007 نسبت به نوامبر 2006 را نشان می دهد. از نوامبر 2008 تا اکتبر 2009 ،تقریبا 205 میلیون نفر بیشترنسبت به 12 ماه گذشته اسلحه خریداری کرده اند ( روزنامه وااشنگتن تایمز,7 جون  2010). در سالهای اخیر تیراندازیهای بیشتری در محوطه کالج های آمریکا صورت گرفته است که توجه بیشتری را بخود جلب می کند. روزنامه دیلی تلگراف انگلستان در 21 فوریه 2011 گزارش داد قانون جدیدی که بنظر می رسد قطعا در مجلس تگزاس  ایالات متحده به تصویب خواهد رسید, بر اساس این قانون به نیم میلیون دانش آموز و آموزگار اجازه خواهد داد  در محوطه 38 کالج دولتی اسلحه حمل نمایند. با این مجوز؛ این دومین ایالات ی خواهد شد بعد از ایالات  یوتا که چنین قانونی به اجرا در می آید.

آمریکا بیشترین موارد جنایاتی که با اسلحه منجر به خونریزی شده است , برخوردار است. آمار نشان داده است که در طول سال 12000 مورد قتل با اسلحه درآمریکا صورت گرفته است. ( روزنامه نیویورک تایمز 26 سپتامبر 2010). آمار منتشر شده توسط  وزارت دادگستری ایالات  متحده در 13 اکتبر 2010 نشان داده که در سال 2009 , 22 درصد از جنایت های خوشونت بار به وسیله اسلحه صورت گرفته ، و همچنین 47 درصد از سرقتها مسلحانه بودند (www.ojp.usdoj.gov  13 اکتبر,2010). در تاریخ 30 مارس 2010 ، دریک رانندگی مرگبارهمراه با تیراندازی 5 مرد 4 نفر را کشتند و 5 نفر دیگر را به شدت مجروح کردند. (روزنامه واشینگتن پست,27 آوریل 2010).در ماه آوریل شش مورد تیراندازی در طول شب اتفاق افتاده که در مجموع شانزده نفرمورد اصابت قرار گرفتند و 2 نفر آنها منجر به مرگ شد (www.myfoxchicago.com).
در روز سوم آوریل، در یک تیراندازی مرگباردررستورانی در شمال هالیوود، لوس آنجلس، چهارنفرکشته و دونفر مجروح شدند (www.nbclosangeles.comU  4 آوریل 2010). در یک مورد تیراندازی دیگر تقریبا در 29  یا 30 ماه می در حوالی شیکاگو یک نفر کشته و 21 نفردیگر به شدت زخمی شدند (www.chicagobreakingnews..com 30 ماه می 2010). در ماه زوئن در یک تعطیلی آخر هفته درشیکاگو به 52 نفر تیراندازی شد (www.huffingtonpost.com 21 ژوئن 2010 ).
در طی سه ماه از ماه می تا جولای توسط مهاجمین مسلح به سه افسر پلیس تیراندازی شد و آنها کشته شدند (Chicago Tribune ، 19 جولای 2010 ).درشیکاگودر سال 2010 طی 31 روزدرماه جولای به 303 نفر تیراندازی شد که 33 نفر از آنها به قتل رسیدند. در اوکلند در تاریخ 5 تا 8 نوامبر طی تیراندازی های جداگانه 4 نفر کشته و حداقل 5 نفر دیگر مجروح شدند(world journal, 11  نوامبر2011 ). در 30 نوامبر یک پسر15 ساله در مارینت ، در ویسکانسین، معلم و 24 نفراز همکلاسیهای خود را دریک تهدید مسلحانه گروگان گرفت (abcNews,   30 نوامبر2010). در 8 ژانویه 2011 در یک اقدام وحشیانه تیر اندازی نماینده مجلس آمریکا گبریل گیفورد بطور شدید زخمی شد. در حمله مسلحانه دیگری 6 نفر کشته و 12 نفر مجروح شدند.( روزنامه  لوس آنجلس تایمز 9 ژانویه 2011).

ll. در زمینه حقوق مدنی و سیاسی:
درایالات متحده نقض حقوق مدنی و سیاسی شهروندان توسط دولت جدی می باشد.
حریم خصوصی شهروندان رو به اضمحلال رفته است. مطابق با ارقام منتشرشده به وسیله اتحادیه آزادیهای مدنی آمریکا(ACLU )در سپتامبر 2010، از اول اکتبر 2008 تا دوم ژوئن 2010 بیش از 6600 مسافر مورد بازبینی بدنی به وسیله ابزار الکترونیکی قرار گرفته اند که تقریبا نیمی از آنها شهروندان آمریکایی هستند. طی گزارشی از روزنامه وال استریت ژورنال در هفتم سپتامبر 2010 آمده, بخاطر سیاستهای اعمال شده از سوی وزارت امنیت  آمریکا، اجازه  داده شده لپ تاپها وتلفنهای موبایل و دیگرلوازم الکترونیکی افراد را بدون دلیل منطقی و بدون آنکه شکی وجود داشته بلشد که عمل خطایی از ایشان صورت گرفته, مصادره نمایند, که در این رابطه شکایت هایی علیه وزارت امنیت آمریکا صورت گرفته است. براساس این سیاست ها ادعا شده وزارت امنیت کشور محدودیتی نگذاشته بود که تا چه مدت می تواند وسایل یک مسافررا توقیف کند و اطلاعات شخصی را مورد کنکاش و کپی برداری نماید. هیچ مفاد قانونی برای تاییدیه قضایی یا نظارت نیست.
وقتی روزنامه نگار کلمبیایی هولمن موریس درخواست ویزای دانشجویی آمریکا را می نماید تا بتواند از مزایای بورس دانشجویی استفاده کند و در رشته  روزنامه نگاری دردانشگاه هاروارد تحصیل نماید, در تاریخ 17 جولای 2010 درخواست وی مورد قبول واقع نشد, زیرا ادعا شده طبق قانون میهن پرستی به علت فعالیت های تروریستی وی واجد شرایط نبوده. یک عرب آمریکایی بنام یاسر عفیف, ساکن کالیفرنیا, متوجه شد که سازمان اطلاعاتی اف بی آی FBI یک ردیاب الکترونیکی درنزدیک چرخ عقب سمت راست ماشین وی نصب کرده اند. در ماه آگوست, اتحادیه آزادیهای مدنی آمریکا به همراه موسسه Asian Law caucus و هفته نامه San Francisco Bay Guardian دادخواستی را  برای تسریع بخشیدن بر انتشار آمارهای سازمان اطلاعاتی اف بی آی در خصوص تحقیق و تفحص و نظارت بر جامعه مسلمانان در منطقه سانفرانسیسکو ارائه دادند. سازمان اطلاعات اف بی آی سانفرانسیسکو، از پاسخگویی به این مسئله خود داری نمود "زیرا که موضوع تحقیق و تفحص هنوز در جریان می باشد" (13 اکتبر 2010 روزنامه واشینگتن پست).
در اکتبر 2010 , اداره کل امنیت حمل ونقل، امنیت فرودگاههای امریکا را بالا برد و از مسافرین خواست که از دستگاههایی عبور کنند که بدن را بطور کامل اسکن می کرد. این سازمان همچنین مدعی بود که مسافران به بهانه اعتقاداتشان نمی توانند با چنین کنترل امنیتی مخالفت کنند . گروههای حقوق مدنی اعتراض داشتند که باز بینی شدیدتر از طریق دستگاه های اسکنر نقض آزادی های مدنی از جمله حق آزادی دین, حق حریم شخصی و نفی حمایت قانون اساسی می باشد و خلاف بازدیدهای بی دلیل است (اسوشیتد پرس, 16 نوامبر 2010). اتحادیه آزادیهای مدنی و اتحادیه شرکت های مسافربری ایالات  متحده با هزاران شکایت در باره اقدامات امنیتی فرودگاه مواجه شد ه اند(20 نوامبر 2010 نشریهThe Christian science Monitor   ).
سوء استفاده و بکار گیری خشونت و شکنجه دادن به منظور گرفتن اعتراف از افراد مظنون در بین مجریان قانون در ایالات  متحده جدی است. طبق گزارشی از خبرگزاری آسوشیتدپرس روز 14 اکتبر 2010 ، اداره پلیس نیویورک طی دهه گذشته حدود 964 میلیون دلار بابت برطرف کردن شکایت هایی  که علیه افسرانش مطرح بوده، خسارت پرداخت کرده است. درمیان شکایت ها موردی بود که یک مردغیرمسلح درروز ازدواجش با 50 شلیک گلوله توسط پلیس کشته شده بود. سه افسر پلیس به عنوان قتل غیرعمد تبرئه شدند و اداره پلیس نیویورک NYDP مورد را به آسانی با پول حل کردند(15 اکتبر 2010 خبرگزاری چین). درکشوری که به عدالت قضایی خویش میبالد، چه عدالتی برای قربانیان قید شده وجود داشت؟ در ژوئن 2010 هیئت منصفه فدرال متوجه شد که سرگرد جان برگ پلیس قبلی شیکاگو، بجرم شهادت دروغ و عدم اجرای عدالت مجرم شناخته شد. جان برگ و افسران تحت امر وی افراد مورد ظن را برای گرفتن اعتراف در دهه 1970 و دهه 1980 شوک می دادند، سرکوب می کردند و می سوزاندند (5 نوامبر2010 روزنامهboston Globe ).

 مطابق گزارشی از  روزنامه شیکاگو تریبیون در 12 می 2010 ، پلیس شیکاگو متهم شده بود به دستگیر کردن مردم بدون حکم جلب ایشان، غل وزنجیرکردن آنها به دیوار یا نیمکتهای فلزی، بندرت غذا دادن به زندانیان، نگه داشتن آنها بدون استحمام و بدون تخت، که معتقد بودند این رفتار در راستای تاکتیک های  "شکنجه نرم" است که قبلا وادار می کردند تا از این طریق اعتراف اجباری بگیرند. در 22  مارچ یک مرد دیوانه بی خانمان درپوتلند - اورگون با4  گلوله توسط یک افسرپلیس کشته شد (خبر گزاری چین اول آوریل 2010 ). یک افسر پلیس منطقه وست مینیستر که خارج ازوقت ماموریت بود به اتهام افراد مظنون به آدم ربایی و تجاوز به یک زن درسوم آوریل دستگیرشد ضمن آنکه یک مامورتنبیه مجرمین متهم به شریک جرم با وی شده بود (روزنامه لوس آنجلس تایمز6 آوریل 2010). درسیتل واشینگتن در تاریخ 17 آوریل، یک گروه پلیس گشت و ماموران آگاهی به یک شخص مظنون یورش برده و با گفتن ناسزا به او توهین کردند ( سیتل پست اینتلیجنسر10 می 2010 ). در 24 مارس درهوستون نوجوان 15 ساله ای بنام چاد هول Chad Holl بطور وحشیانه توسط 8 افسر پلیس مورد ضرب و شتم قرار گرفت. نوجوان مذکور ادعا کرد هنگامی که او با صورت به زمین افتاده بود افسرها با مشت به صورت  و با زانو نیز به پشت اوضربه می زدند. بعد از 2 ماه تحقیق، علیه 4 نفر از افسران اعلام جرم و نهایتا از پلیس اخراج شدند ( از Houston Chronicle  ، 4 می و23 ژوئن 2010 ).

در11 آگوست ، هنگامی که افسران پلیس در تعقیب یک ماشین ون سرقت شده در حومه پرنس جورج بودند در عملیات تیر اندازی 3 نفررا مجروح کردند. اعضای خانواده آن سه نفرمجروح شکایت کردند که چرا پلیس به ماشین تیراندازی کرد درصورتی که سرنشینان آن ماشین به ماموران پلیس تیراندازی نکرده بودند (14 آگوست 2010 روزنامه واشینگتن پست). در 5 سپتامبر 2010 پلیس لوس آنجلسی یک مهاجرگواتمالایی را با شلیک 2 گلوله از پای در آورد که منجر به یک اعتراض عظیم مردمی شد. در این اعتراض پلیس با  معترضین درگیر شد و 22 نفراز آنها را دستگیر کرد (8 سپتامبر 2010 روزنامه نیویورک تایمز). در 5  نوامبر 2010، در منطقه اوکلند یک تظاهرات عظیم برعلیه رای دادگاه لوس آنجلس صورت گرفت ، زیرا یک افسر پلیس بنام جوهانس مهسرل را به 2 سال زندان محکوم کرد، وی متهم به شلیک و کشتن شهروند آفریقایی آمریکایی بنام اوسکار گرانت در2 سال پیش بود. در تظاهراتی در این رابطه پلیس بیش از150 نفر از تظاهرکنندگان را دستگیرکرد (9 نوامبر2010 روزنامه سان فرانسیسکو کرونیکل).

ایالات  متحده آمریکا همواره خود را سرزمین آزادی نامیده است، اما تعداد زندانیان در این کشور، بالاترین تعداد زندانی در دنیاست. طبق گزارش منتشرشده از سوی Pew Center درخصوص پروژه عملکرد امنیت عمومی در سال 2008، ازهر100 بزرگسال یک  نفر درزندان بسرمی برد, و در سال 1970 این رقم درهر400 نفریک نفربوده است. تا سال      2011 آمریکا شاهد بیش از1.7 میلیون نفر زندانی شامل زنان و مردان شده است. یک افزایش 13 درصدی نسبت به سال 2006 می باشد .  این افزایش سریع زندانی ها، زندانها را به تراکم زندانی تبدیل خواهد کرد. زندانهای کالیفرنیا در حال حاضر 164000 زندانی را درخود جای داده که 2 برابر ظرفیت اختصاص داده شده می باشد (1 دسامبر2010 روزنامه وال ستریت ژورنال). در یک زندان برای مراقبت بدترین بزهکاران نوجوان با تسهیلات جدید در واشینگتن دی سی، تنها 60 تختخواب برای 550 نوجوانی که درسال 2009 متهم به بدترین جنایات خشونت بار شده بودند، وجود دارد.

بسیاری از آنها بخاطر عدم مراقبت مناسب و یا بدون اینکه جرمی مرتکب شده باشند در زندان بسر می برند که مجددا نقض قوانین خواهند کرد ( 28آ گوست 2010 روزنامه واشینگتن پست). با توجه به مدیریت و شرایط ضعیف زندانها، ناآرامی اغلب اوقات درزندانها اتفاق می افتد. براساس گزارشی در نشریه شیکاگو تریبون در 18 جولای 2010، بیش از 20 نفر از زندانیان پیشین زندان کوک کانتی شکایتی داشتند مبنی بر اینکه زمانیکه دربازداشتگاه بسر می بردند آنها دستبند و غل و زنجیر شده بودند، که صدمات جدی فیزیکی و روانی به آنها بجای گذاشته است . در تاریخ 19 اکتبر 2010 حداقل 129 زندانی در زندان ایالات  کالیپاتریا دست به شورش زدند که 2 کشته و دهها زخمی بجای گذاشت (منبع خبر خبرگزاری چین 20 اکتبر 2010). درماه نوامبر خبرگزاری آسوشیتد پرس نوار ویدیویی از یک زندانی نشان داد که درزندان ایداهو مورد ضرب و شتم توسط هم زندانی خود قرار گرفته بود، درخلال کتک خوردن از پنجره نگهبانی زندان درخواست کمک کرد اما مسئول زندان ضمن اینکه صحنه را تماشا میکرد هیچ مداخله ای نکرد تا اینکه زندانی مضروب بیهوش به زمین افتاد . این زندان در فیلم به "مدرسه گلادیاتور" نامگذاری شده بود (منبع خبر خبرگزاری چین 2 نوامبر2010) .

 در ایالات متحده محکومیتهای نا درست زیاد رخ داده است . طی 2 دهه گذشته 266 نفر از طریق آزمایشات دی ان ای DNA  از محکومیت تبرئه شدند. دربین آنها 17 نفرمحکوم به اعدام بودند (منبع خبرشیکاگو تریبیون 11 جولای 2010 ). گزارش دیگری از واشنگتن پست در23 آوریل 2010 اشعار میدارد پلیس واشنگتن دی سی  پذیرفته است که 41 مورد اتهام را علیه یک پسربچه 14 ساله مطرح کرده است ازجمله 4 مورد اتهام قتل درجه اول، که اشتباه بوده وپسربچه هرگز به هیچیک از آنها اقرار نکرده است.  پلیس ویل کانتی ازایالات  ایلی نویز، کلین فوکس را شکنجه داده تا اقرار به کشتن دختر 3 ساله اش بنماید و قبل از اینکه آزمایش DNA  ثابت کند که او تبرئه شده است وی 8 ماه در زندان سپری کرده است. مورد مشابهی در منطقه زیون از ایالات  ایلی نویز اتفاق افتاد، که پلیس جری هاپس را به زور وادار کرد تا اقرار نماید که دختر 8 ساله اش را کشته است و وی 5 سال درزندان بسر برد تا اینکه آزمایش DNA بی گناهی او را ثابت کرد. بری گیپس متهم دیگری است که به اتهام قتل فاحشه ایی در سال 1986 محکوم شد و19 سال را در زندان سپری کرد تا اینکه درسال 2005 ثابت کرد بی گناه بوده و متعاقب آن در ژوئن 2010 مبلغ 9.9 میلیون دلار از دولت محلی نیویورک سیتی غرامت دریافت کرد ( منبع خبر نیویورک تایمز 4 ژوئن 2010).

آمریکا خود را به عنوان "سردم دار دموکراسی" میداند. هر چند دموکراسی آن عمدتا مبتنی بر پول است . براساس گزارشی از واشینگتن پست در26 اکتبر2010، کاندیدا های مجلس نمایندگان و سنا آمار جمع آوری پول برای یک انتخابات میان دوره ایی که بیش از 1.5 میلیارد دلار از 24 اکتبر جمع آوری کرده بودند، آمار را شکستند. انتخابات میان دوره ایی در نوامبر2010 برگزارشد، نهایتا 3.98 میلیارد دلار هزینه دربرداشت که پرهزینه ترین انتخابات در تاریخ آمریکا بشمار می رود. گروههای علاقمند ذینفع فعالانه برای این انتخابات هزینه کرده اند. از تاریخ 6 اکتبر 2010 تا زمان برگزاری انتخابات،  گروهها یی که خارج از احزاب دمکراتها و جمهوریخواهان بودند مبلغ 80 میلیون دلار هزینه کرد ند، که 16 میلیون دلار انتخابات میان دوره ای سال 2006 را تحت الشعاع قرار داده بود. یکی از بزرگترین هزینه کنندگان در سراسر کشور، صندوق آینده آمریکا از شهر آیووا بود که 7 میلیون دلار از طرف جمهوری خواهان برای بیش از 12 حوزه انتخابیه برای نمایندگان مجلس و سنا هزینه کرد. یکی از فعالان عمده 60 Plus Association ، مبلغ 7 میلیون دلار برروی تبلیغات مربوط به انتخابات هزینه کرد. کارمندان اتحادیه ایالات های آمریکا، کارمندان شهرداری ها و ایالات ها از22 اکتبر تا 27 اکتبر، مبلغ  103.9 میلیون دلار برای مبارزات و تبلیغات انتخاباتی هزینه نمودند ( منبع خبری نیویورک تایمز،1 نوامبر2010 ). شهروندان آمریکا نارضایتی خویش را نسبت به هزینه گزاف انتخاباتی ابراز کرده اند. نظر خواهی نیویورک تایمز و سی بی اس نشان داده است که از هر 10 نفر آمریکایی 8 نفر گفته اند که محدود کردن میزان هزینه تبلیغات انتخاباتی مهم است (نیو یورک تایمز22 اکتبر2010 ).

ضمن آنکه در آمریکا از آزادی اینترنت حمایت میشود، اما درواقع محدودیت زیادی را بر روی فضای اینترنت تحمیل می کند. در 24 ژوئن 2010 ، کمیته مجلس سنای آمریکا برای امنیت کشور و امور دولتی ، حفاظت از فضای اینترنتی را به عنوان قانون سرمایه ملی به تصویب رساند، این قانون به دولت فدرال "قدرت مطلق" خواهد داد تا اینترنت را تحت شرایطی که ضرورت ملی ایجاب کند، مسدود نماید. با دردست گرفتن این قدرت توسط دولت به منظور کنترل کردن اینترنت ، این اقدام اولین قدمی خواهد بود به سمت به انحصار درآوردن سیستم اینترنت، در حالیکه به موجب آن شماره یا کارت شناسایی افراد و اجازه دولت برای داشتن تار نما ( وب سایت) الزامی خواهد بود (.com  perison plnet 25 جون 2010). ایالات  متحده آمریکا  در خصوص آزادی استفاده از اینترنت بدون هیچ محدودیتی در سایر کشور ها، استاندارد دوگانه ای را اعمال می کند، که این امر به عنوان یک ابزار دیپلماتیک مهم برای اعمال فشار و سلطه بر سایر کشورها  و تحمیل محدودیت های شدید در آن کشورها میشود. در تاریخ 16 فوریه 2011 ، مقاله ای در بی بی سی خاطر نشان ساخت، دولت آمریکا قصد دارد آزادی استفاده از اینترنت را افزایش دهد تا صدا به گوش شهروندانی که گفته می شود در جوامع بسته زندگی می کنند، برسد، و دولت هایی را که جریان اطلاعات را کنترل می کنند مورد سئوال قرار دهد، اگرچه دولت آمریکا سعی دارد یک چارچوب حقوقی برای مبارزه با چالش هایی که از طریق ویکیلیکس بوجود آمده، در مرزهای خود ایجاد کند. دولت آمریکا ممکن است نسبت به اثرات جریان آزاد اطلاعات الکترونیکی در سرزمین خود حساس بلشد، در حقیقت چیزی که خود از آن حمایت می کند، اما قصد دارد به طرق دیگری رفتار دیپلماسی از خود نشان دهد، از جمله اینترنت، بویژه شبکه های اجتماعی اینترنت.به نقل از مقاله ای در مجله ای مبتنی بر سیاست خارجی آمریکا، ابراز شده که رویکرد دولت آمریکا نسبت به اینترنت "سر شار از مشکلات و تناقض" باقی می ماند (وب سایت مجله سیاست خارجی فوریه 2011).

Ill. در خصوص حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی
ایالات متحده آمریکا ثروتمندترین کشور جهان است، اما روند حمایت از حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در جهت از بد به بدتر می رود.
نرخ بیکاری در ایالات متحده به طور لجام گسیخته بالا بوده. از دسامبر 2007 تا اکتبر2010، جمعا 7.5 میلیون شغل از دست رفته است ( نیویورک تایمز،19 نوامبر 2010 ). براساس آمار منتشرشده  از وزارت کار، نرخ بیکاری آمریکا درتاریخ 3 دسامبر2010، به 9.8 درصد درنوامبر2010 رسید و تعداد اشخاص بیکار15 میلیون نفر بود. درمیان آنها 41.9 درصد بمدت 27 هفته یا بیشترشغلی نداشتند ( منبع خبری Data.bls.GOV). نرخ بیکاری کالیفرنیا در ژانویه 2010 برابر 12.5 درصد بود که بدترین آمار بود. بیکاری در 8 منطقه کالیفرنیا تا 20 درصد هم رسید (لوس آنجلس تایمز 11 مارس). دراکتبر2010 نرخ بیکاری ایالات  نیویودک 8.3 درصد بود در سراسر ایالات  قریب به 800000 نفر بیکار وجود داشت که حدود 527000 نفر از ایشان مزایای بیکاری از دولت دریافت می کردند. (منبع خبری نیویورک تایمز19 نوامبر 2010 ). وضعیت بیکاری برای معلولین نیز بدتر  بود.

طبق گزارش منتشر شده ازطرف وزارت کاردر تاریخ 25 آگوست 2010، میانگین نرخ بیکاری برای کارگران معلول 14.5 درصد درسال 2009 بود، و تقریبا یک سوم از کارگران معلول بطور پاره وقت کارمی کردند. نرخ بیکاران برای کارگرانی که مدرک تحصیلی آنها حداقل مدرک لیسانس بود، 8.3 درصد بود که بالاتر بود از نرخ کارگران فارغ التحصیل ازکالج که 4.3 درصد بود و معلول هم نبودند (منبع خبر وال استریت ژورنال 26 آگوست 2010 ). از جولای 2010 نرخ بیکاری معلولین به 16.4 درصد بالا رفته بود (منبع خبر وال استریت ژورنال 26 آگوست 2010 ). در سال 2009 بیش از 21000 نفر معلول به کمیسیون فرصت های  شغلی برابر (EEOC) درباره تبعیض در اشتغال که خود تجربه کرده بودند، شکایت کردند، که یک افزایش 10 و 20 درصدی نسبت به ارقام سالهای 2008 و 2007 را نشان می داد ( منبع خبری The World Journal، 25 سپتامبر 2010 ).

آمار نسبی آمریکائیهایی که در فقر زندگی می کنند به آمار بالایی رسیده است. اداره آمار آمریکا در تاریخ 16 سپتامبر 2010 گزارش کرده، که مجموعا 44 میلیون آمریکایی در سال 2009 خودشان را در فقر یافتند، که این تعداد 4 میلیون نفر بیشتر از سال 2008 بود. درسال 2009 تعداد ساکنین فقیر به 14.3 درصد افزایش پیدا کرد که بالاترین حد ثبت شده از سال 1994 می باشد (نیویورک تایمز 17 سپتامبر2010 ). در سال 2009، نرخ فقر در ایالات  می سی سی پی 23.1 درصد بود (www.census.gov). در ایالات  فلوریدا 27 میلیون نفر از جمعیت در فقر زندگی می کردند (واشینگتن پست 19 سپتامبر 2010). درسال 2009 در نیویورک سیتی 18.7 درصد از جمعیت در فقر زندگی می کردند در حالیکه 45000 نفر دیگر علاوه بر آن در آن سال در زیر خط فقر بسر می بردند (نیویورک دیلی نیوز،29 سپتامبر 2010 ).

تعداد مردمی که در گرسنگی بسر می بردند بسرعت افزایش پیدا کرد. یک گزارش منتشر شده توسط وزارت کشاورزی درسال 2010 نشان می دهد که 14.7 درصد از خانوارها درسال 2009 امنیت غذایی نداشتند (منبع خبری www.ers.usda.gov))، افزایشی تقریبا 30 درصدی از سال 2006 (واشینگتن پست، 21 نوامبر 2010 ). در آن سال حدود 50 میلیون آمریکایی کمبود غذا را تجربه کردند. تعداد اعضای خانواده هایی که کمکهای غذایی دریافت می کردند از 3.9 میلیون نفر در سال 2007 به 5.6 میلیون نفردرسال 2009 افزایش یافت ( خبرگزاری چین، 16 نوامبر 2010 ). تعداد افراد آمریکایی که از برنامه های کوپن غذایی بهره مند می شدند از 26 میلیون نفردرماه می 2007 به 42 میلیون نفر در سپتامبر2010 افزایش یافت، به طورتقریبی ازهر8 نفر 1 نفر ازتمبرها یا کوپنها استفاده می کرد. (آسوشیتد پرس، 22 اکتبر 2010 ). درطی چهارسال گذشته 31.6 درصد از خانواده های آمریکایی حداقل برای مدت 2 ماه مزه فقر را چشیدند. (منبع خبری globe and mail،  17 سپتامبر 2010 ).

تعداد آمریکایی بی خانمان بسرعت افزایش یافت. طبق گزارشی از USA Today، 16 ژوئن 2010 تعداد خانواده هایی که در پناهگاههای بی خانمان ها زندگی می کردند از 7 درصد به 129،170 نفر در حد فاصل سال مالی 2008 تا سال مالی 2009 افزایش یافت، و مدت اقامت بی خانمان ها در پناه گاهها از 30 روز در سال 2008 به 36 روز در سال 2009 افزایش داشت، و حدود 800000 خانواده آمریکایی بعلت شرایط اقتصادی با سایر خانواده ها، دوستان و یا با دیگر افراد زندگی می کردند. تعداد دانش آموزان بی خانمان آمریکا نسبت به 2 سال گذشته 41 درصد افزایش پیدا کرد که به یک میلیون نفر رسید (واشینگتن پست 23 سپتامبر 2010 و USA Today،31 جولای 2010 ). اولین مرتبه بود در سال 2009 که در شهر نیویورک سیتی 30 درصد از خانواده های بی خانمان پناهگاهی نداشتند( منبع خبر www.usatoday.com). تعداد افراد بی خانمان شهری به 3111 نفر افزایش یلفت که با  38000 نفر دیگر در پناهگاه ها بسر می بردند (نیویورک تایمز،19 مارس 2010 ). ایالات  نیواورله آنز 12000 بی خانمان داشت ( نیوز ویک ،23 آگوست 2010 ).
تخمین زده شده در منطقه لوس آنجلس تعداد  254000 مرد، زن و کودک در بخشی از سال بی خانمانی را تجربه کرده اند. به طور تقریبی هر شب تعداد 82000 نفر بی خانمان بودند. آفریقایی های آمریکایی تقریبا نیمی ازجمعیت بی خانمان منطقه لوس آنجلس را تشکیل میدادند. 33 در صد بی خانمان ها متعلق به آمریکای لاتین و درصد زیادی حدود 20 درصد سربازان از کار افتاده بودند ( منبع خبری www.laalmanac.com). سربازان ازکار افتاده آمریکایی هایی بودند که در جنگ های عراق و افغانستان خدمت می کردند جنگهایی که عاملی برای بی خانمانی آنها برای یک سال و نیمی از آنها بعد از بازنشستگی، و حدود 130000 سرباز ازکار افتاده بازنشسته هر ساله در ایالات  متحده بی خانمان می شوند (منبع خبری homepost. Kpbs.org). آمارهایی ازائتلاف ملی برای بی خانمانی نشان داده که بیشتر از 1000 مورد ازخلافهای توام با خشونت برعلیه مردم بی خانمان در آمریکا اتفاق افتاده که ازسال 1999 منجر به 291 مورد مرگ شده است (نیویورک تایمز،18 آگوست 2010).

تعداد آمریکایی های بدون بیمه سلامت سالانه به طور تصاعدی افزایش پیدا می کرد. براساس گزارشی از USA Today در 17 سپتامبر2010، تعداد آمریکائیهای بدون بیمه از46.3 میلیون نفردرسال 2008 به 50.7 میلیون درسال 2009 افزایش یافت. برای نهمین سال متوالی است که تعداد این افراد افزایش می یابد و 16.7 درصد جمعیت آمریکا را تشکیل می دهد. هر روز بطور میانگین تعداد 68 نفر بزرگسال زیر 65 سال بخاطر نداشتن بیمه سلامت می میرند. در نوامبر 2010، گزارشی از مراکز کنترل و پیشگیری بیماری ها (CDC) نشان داده که 22 درصد از بزرگسالان آمریکایی بین 16 و 64 فاقد بیمه سلامت هستند (رویترز، 10 نوامبر 2010 ). گزارش منتشر شده به وسیله مرکز تحقیقات سیاستگذاری سلامت، دانشگاه کالیفرنیا، لوس آنجلس، خاطر نشان ساخته است که 24.3 درصد از بزرگسالان زیر 65 سال در ایالات  کالیفرنیا در سال 2009 بیمه سلامت نداشتند، که جمعیت 8.2 میلیونی را شامل می شوند، که افزایش تعداد را نسبت به سال 2007 که 6.4 میلیون نفر بوده، نشان می دهد. نسبت کودکان فاقد بیمه سلامت درهمان ایالات  از10.2 درصد درسال 2007 به 13.4 درصد درسال 2009 افزایش یافت (منبع خبری خبرگزاری چین، 17 مارس 2010 و به نقل از The Los Angeles Times).

lV. در خصوص تبعیض نژادی
تبعیض نژادی عمیقا در آمریکا رسوخ کرده و درهمه ابعاد زندگی اجتماعی مردم سرایت کرده است. نظر خواهی برنامه یونی ویژن از آسوشیتد پرس در تاریخ 20 می 2010 گزارش کرده که براساس نظر خواهی 61 درصد در مقابل 52 درصد از مجموع مردم، نظر داده اند که مردمان آمریکای لاتین در مقایسه با سیاه پوستان با تبعیض نژادی قابل توجهی مواجه هستند. روزنامه نیویورک تایمز در 28 اکتبر 2010 گزارش کرده است که از هر 10 نفر 6 نفر از مردمان آمریکای لاتین در آمریکا گفته اند که مشکل عمده ایشان تبعیض نژادی است و طی 3 سال گذشته تبعیض روند رو به رشد قابل توجهی داشته است.

تبعیض نژادی علیه زنان و اقلیتها در آمریکا
اقلیتها همانند سفیدپوستان از موقعیت سیاسی یکسان در جامعه برخوردار نیستند. 35 درصد جامعه سفید پوستان نیویورک سیتی را سفیدپوستان غیر آمریکای لاتین نشکیل می دهد در صورتی که بیش از 70 درصد از شغلهای رده بالا و مهم را سفیدپوستان دردست دارند. از زمان پیروزی دوره سوم شهردار میشل.ر.بلومبرگ در نوامبر 2009، وی یک سری از انتصابات در شغلهای مهم را اعلام کرده است: از جمله 3 نفر معاون جدید شهردار و 6 نفر کمیسیونر. همه 9 نفر اعضای جدید سفید پوست هستند. از 80 مسئول شناسایی شده شهر توسط تشکیلات اداری بلومبرگ به عنوان اعضای کلیدی که در وب سایت آمده است، 79  درصد سفید پوست هستند. 75  درصد از 321 نفری که به شهردار مشاوره می دهند و یکی از 3 عنوان اصلی را در آژانسها دارا هستند که به طور مستقیم به او گزارش میدهند-  کمیسیونرها، نایب کمیسیونرها، و مشاوران کل و اشخاص همپایه ایشان، همگی سفید پوست هستند. 74 درصد از 1114 نفری که می بایست در شهر زندگی کنند و تحت دستور یک مدیر اجرایی مشغول بکار هستند، و بیشترین نفوذ را در سیاستها اعمال می کنند و فعالیت روزانه را هدایت می نمایند، همگی سفید پوست هستند ( منبع خبری نیویورک تایمز ، 29 ژوئن 2010).

گروههای اقلیت بالاترین نرخ بی کاری را دارند. براساس اداره آمار نیروی کار ایالات  متحده آمریکا در جولای 2010، در میان جمعیت رده سنی 16 تا 24 ساله ها، 2987000 نفر بیکار هستند که همگی سفید پوست بودند با نرخ بیکاری 16.2 درصد. در حالیکه 992000 نفر سیاه پوستان آفریقایی- آمریکایی بیکار با نرخ بیکاری 33.4 درصد، 165000 نفر آسیایی بیکار با نرخ بیکاری 21.6 درصد و 884000 نفر هم از آمریکای لاتین با نرخ 22.1 درصد بیکار بودند ( منبع خبری bls.gov/news.release/pdf/youth.pdf).

 براساس گزارشی از کارشناسان گروه کاری در خصوص مردم آفریقایی تبار آمریکا در شورای حقوق بشر سازمان ملل در آگوست 2010، بیکاری یکی از مهمترین و جدی ترین مشکلات جامعه آفریقایی نژاد در ایالات متحده بود که به نسبت سطح بیکاری در میان این گروه از جامعه 4 برابر جامعه سفید پوستان است. این موضوع در موردی مشخص شد که  سازمان آتش نشانی نیویورک سیتی تبعیض هایی را برعلیه شهروندان آمریکایی آفریقائی تبار که درخواست اشتغال به عنوان آتش نشان داشتن قائل شده بود. از 11000 نفر نیروی آتش نشان اشتغال به کار در اداره آتش نشانی نیویورک سیتی تنها 300 نفر آفریقایی تبار حضور داشتند. علیرغم آنکه این تعداد حدود 27 درصد از جمعیت شهر را تشکیل می دادند ( سند سازمان ملل A/HRC/15/18). تقریبا یک ششم از ساکنین سیاهپوستان شهر در سه ماهه سوم سال 2010 بیکار بودند. حدود 140000 نفر از جمعیت 384000 نفری بیکار ساکنین شهر که 36 درصد می شدند، سیاه پوستان بودند (نیویورک تایمز،28 اکتبر 2010).

نسبت فقر اقلیتها در ایالات  متحده آمریکا نیز بالاست . در سپتامبر 2010 اداره آمار آمریکا اعلام کرد در سال 2009 نسبت فقر سیاه پوستان 25.8 درصد بود و نسبت فقر اقلیتهای آمریکای لاتین و آسیایی ها به ترتیب  25.3 درصد و 12.5 درصد بود که بیشتر از نرخ 9.4 درصدی سفید پوستان غیر آمریکای لاتین بودند. میانگین درآمد در اعضای خانواده سیاه پوستان، آمریکای لاتین و سفیدپوستان غیر آمریکای لاتین به ترتیب 32584 دلار،38039 دلار و 54461 دلار بود ( منبع خبری The USA Today ، 17 سپتامبر، 2010). یک  آمار منتشر شده از انجمن بازنشستگان آمریکا در تاریخ 23 فوریه 2010، اعلام نمود که طی 12 ماه گذشته ، 33 درصد از آمریکاییهای آفریقایی تبار بالای 45 سال مشکلات پرداخت اجاره بها یا قسط اجاره به شرط تملیک را داشتند، 44 درصد از آنها مشکلات پرداخت اقلام ضروری از قبیل غذا و خدمات رفاهی داشتند، که تقریبا از هر 4 نفر یک نفر یا (23 درصد) امتیاز بیمه درمانی خویش کارفرمایی را از دست دادند، بیشتر از 3 نفر از هر 10 نفر معادل(31 درصد) کاهش پرداخت هزینه های درمانی توسط دولت را داشتند و یک چهارم معادل (26 درصد) زودتر از موعد مقرر سرمایه های دوران بازنشستگی را بخاطر هزینه های زندگی بیرون کشیدند.

حتی در دوران سخت  فضای اشتغال، 12 درصد از آمریکاییهای آفریقایی تبار بالای 65 سال سن، بعد از بازنشستگی به کار فرا خوانده شدند، درحالیکه حدود 20 درصد از آمریکایی های آفریقایی تبار  45 تا 64 سال سن میزان ساعت کاری خود را افزایش داده و 12 درصد نیز شغل دوم را انتخاب کردند ( منبع خبری لوس آنجلس تایمز، 23 فوریه 2010). در سال 2009، تعداد بیش از 30000 بچه سیاه پوست در پایتخت ملل ( اشلره به مقر سازمان ملل)  در فقر زندگی می کردند که این تعداد حدود 7000 نفر بیشتر از دو سال قبل از آن بود. درمیان بچه های سیاه پوست ساکن شهر، فقر دوران کودکی از 36 درصد در سال 2008  به 43 درصد افزایش یافت.  در مغایرت با این، نرخ فقر برای بچه های آمریکای لاتین 13 درصد و برای بچه های سفید پوست 3 درصد بود ( منبع خبری واشنگتن پست، 29 سپتامبر 2010).

گروههای افلیت ایالات  متحده آمریکا با یک نابرابری آشکار در آموزش و پرورش نیز روبرو بودند. آخرین گزارش منتشر شده به وسیله America's Promise Alliance', Civic Enterprises, و مرکز فارغ التحصیلان دانشگاه جونز هاپکینز نشان دادند که در سال 2008، تعداد فارغ التحصیلان سفید پوست در مقطع دبیرستان 81 درصد ،آمریکای لاتین 64 درصد و آمریکائیهای آفریقایی تبار 62 درصد بوده است ( منبع خبری The World Journal ، 2 سپتامبر 2010 ). از سال 2008، میان مردان سفید پوست بین سنین 55 و 64 سال تعداد کسانی که کالج را تکمیل کردند 43 درصد بود ، درحالیکه سفید پوستان نژاد آمریکایی لاتین 19 درصد بود. 

بین مردان سنین 25 و 34 سال کسانی که کالج را به اتمام رسانیده بودند 39 درصد بود که در مقایسه با سفید پوستان آمریکای لاتین فقط 14 درصد بود ( منبع خبری واشنگتن پست ، 20 اکتبر 2010). در نیویورک سیتی تعداد سفید پوست بزرگسال با مدرک فوق لیسانس 3 برابر بیشتر از آمریکای لاتین بود. براساس گزارش منتشر شده به وسیله دانشگاه ایالات  ساکرامنتو تنها 22 درصد از دانشجویان آمریکای لاتین و 26 درصد دانشجویان آمریکایی آفریقایی تبار دوره 2 سال تحصیلات  خود را در دانشگاه تکمیل نمودند در مقایسه با دانشجویان سفید پوست که 37 درصد بود    ( منبع خبری سن جوز مرکوری نیوز، 20 اکتبر 2010). بر اساس گزارش منتشر شده به وسیله وزارت فرهنگ نیویورک سیتی در ژانویه 2010 مشخص گردید که 6207 نفر یا 4.7 درصد از مجموع 130837 موارد انظباطی که در مدارس دولتی شهر طی سال تحصیلی 2009 - 2008 گزارش شده، در ارتباط با جنسیت، نژاد یا رنگ پوست، هویت جنسی، ابراز جنسی یا تمایل جنسی بوده که یکجانبه یا فاقد اعتبار بوده است. ( منبع خبر خبرگزاری چین، 18 ژوئن 2010).

 نشریه The USA Today ، در 14 اکتبر 2010 گزارش کرد پسرهای بچه های آمریکایی آفریقایی تبار 2 یا 3 برابر هم ردیف های سفید پوست خود از مدرسه بطور موقت اخراج شده بودند. در مدرسه کریستینا بخشی در دلواره، 71 درصد از دانش آموزان سیاه پوست در سال تحصیلی جدید از تحصیل محروم شده بودند که درمقایسه با شاگردان سفید پوست هم ترازشان این رقم 22 درصد بود. شاگردان آمریکایی آفریقایی که دارای نقص عضو بودند 3 برابر بیشتر از شاگردان سفید پوست هم سن و سال خودشان از مدرسه اخراج شده بودند. تعداد دانش آموزان معلول آمریکایی آفریقایی که بایستی اخراج می شدند یا در تحصیل معلق می ماندند 2 برابرشاگردان هم تراز سفید پوستشان بود ( منبع خبر USA Today ، 8 مارس 2010).

مراقبتهای بهداشتی برای مردم آفریقایی آمریکایی نگران کننده است. مطالعات نشان داده که قریب یک سوم از خانواده های اقلیت قومی در آمریکا فاقد بیمه درمانی هستند. امید به زندگی در این قشر از خانواده ها پایین بوده و مرگ و میر درنوزادان بیشتر از حد میانگین است (منبع خبرBBC، موقعیت اقتصادی اجتماعی اقلیتها). مرگ ومیر در بچه های آمریکایی آفریقایی 2 تا 3 برابر بیشتر از بچه های سفید پوست هم ترازشان بود. بچه های آمریکایی آفریقایی 71 درصد از موارد بیماریهای نوزادان مبتلا به HIV/AIDS را دارا هستند. زنان و مردان آمریکایی آفریقایی قریب 17 برابر و 7 برابر در مقایسه با سفید پوستان حامل این ویروس ها بودند و همچنین نسبت به سفید پوستان امکان مبتلا به  بیماری سرطان نیز  2 برابر می باشد.

در اجرای قانون و نظام قضایی تبعیض نژادی نیز آشکار است. نیویورک تایمز روز 13 می 2010 گزارش کرد که در سال 2009 تعداد نژاد آمریکایی آفریقایی و آمریکای لاتین که توسط نیروی پلیس متوقف می شوند و یا مورد بازدید بدنی قرار می گرفتند 9 برابر تعداد سفید پوست بود. تخمین زده شده که 41 درصد از جمعیت زندانیان آمریکایی آفریقایی هستند. تعداد نژاد آمریکایی افریقایی که محکوم به حبس ابد هستند، 10 برابر بیشتر از نژاد سفید پوستان است. پسران نژاد آفریقایی مقیم آمریکا که از مدارس اخراج شده اند، 66 درصد از زندان سردرآورده اند یا مورد تعقیب در سیستم قضایی جنایی قرارگرفته اند (منبع خبری UN document A/HRC/15/18 ). براساس گزارش رسیده گفته شده که طی 6 سال گذشته 85 درصد از مردمی که در نیویورک متوقف و بازدید بدنی می شوند، از سیاه پوستان و یا از آمریکای لاتین بوده اند ( منبع خبر واشنگتن پست ، 4 نوامبر 2010 ). براساس گزارشی از دانشکده حقوق دانشگاه ایالات  میشیگان، میان 159 نفر از زندانیان محکوم به مرگ در شمال کارولینا، 86 نفر سیاه پوست، 61 نفر سفید پوست، و 12 نفر از دیگر گروههای قومی بودند. در طی روند محاکمه 159 نفر محکوم به مرگ، تعداد افراد سیاه پوست که توسط دادیارها از هیات ژوری جدا می شوند بیش از 2 برابر نسبت به نژاد غیر سیاه بود. بر اساس آمارهایی از پلیس شیکاگو، مجرمین سیاه پوست و محکومین به قتل بالاترین رقم است، به ترتیب 76.3 درصد و 77.6 درصد را شامل می شوند ( منبع خبر سایت  Chicagopolice.org).

گزارش روزنامه لوس آنجلس تایمز نشان داد که از 1 ژانویه 2007 تا 14 نوامبر 2010 تعداد 2329 قتل نفس در حومه لوس آنجلس اتفاق افتاده که 1600 نفر از محکومین از آمریکایی لاتین و 997 مورد از سیاه پوستان بودند ( منبع خبر projects.latimes.com/homicide/map).
جرم های ناشی از نفرت نژادی متعدد است. FBI  در گزارش سالیانه خود گفته است که از تعداد 6604 مورد از جرمهایی که براثر نفرت و کینه توزی در سال 2009 در آمریکا اتفاق افتاده، حدود 4000 مورد انگیزه نژادی داشته  و نزدیک به 1600 مورد هم بخاطر عداوت و دشمنی علیه یک دین خاص صورت گرفته. در مجموع 8300 نفر مرتکب جرائم نفرت و کینه توزی در سال 2009 شدند. قشرسیاه پوستان حدود سه چهارم از قربانیان جرمهای ناشی از نفرت را که انگیزه نژادی و کینه توزی داشتند تشکیل داده و یهودیان نیز درصد مشابهی از قربانیان جرمهای کینه توزی ضد مذهبی را شامل می شوند. از 6225 مورد کل جرمهای ناشی از کینه توزی که در آمریکا اتفاق افتاده  دو سوم  آن جرمها را کسانی  مرتکب شده اند که سفید پوست بودند. (منبع خبری AFP، 22 نوامبر 2010).

در آمریکا منافع و حقوق مهاجرین تضمین نشده است. وضع کنندگان قانون در مجلس سنای  آریزونا در آوریل 2010 لایحه ای را به تصویب رساندند که مهاجرت های غیر قانونی را محدود نمایند. طبق این قانون، پلیس محلی و ایالات ی موظفند تا وضعیت کسانی را که دلائل متقن برای اقامتشان وجود داشته باشد و کسانی را که شک و ظن نسبت به مهاجرت غیر قانونی آنها داشته باشند ، آنها را شناسایی و کسانی را که نمی توانند اسناد و مدارکی ارائه دهند که بطور قانونی در کشور اقامت دارند، دستگیر نمایند. (منبع خبر لوس آنجلس تایمز،13 آوریل 2010). قانون دیگر پیشنهاد شده در ایالات  آریزونا، که مورد حمایت جمهوریخواهان ایالات  می باشد ، خودداری کردن از دادن شناسنامه به بچه هایی است که در آمریکا متولد شده اما والدین آنها مهاجر غیر قانونی باشند ( منبع خبری CNN US، 15 ژوئن 2010). گروهی از کارشناسان حقوق بشری سازمان ملل در امور مهاجرین، نژاد پرستی، اقلیتها، مردم بومی، آموزش و پرورش و حقوق فرهنگی، نگرانی جدی خویش را نسبت به قوانین مقرر شده در ایالات  آریزونا ابراز کرده اند، اظهار نموده اند که "الگوی فعالیت، قانونی  مظطرب کننده،  خصومت آمیز نسبت به اقلیتهای قومی و مهاجرین را پایه گذاری می نماید".

قانون مهاجرت آریزونا، افسران مجری قانون را مکلف می سازد که مردم را بدون حکم قضایی دستگیر کنند. این قانون همچنین اقامت غیر قانونی را جرم می داند، و علی الخصوص کارگرانی را مورد هدف قرار داده که فاقد اسناد مهاجرتی باشند و اشتغال به کار داشته باشند، و همچنین کسانیکه این افراد را به اشتغال خود درآورند، مجرم شناخته می شوند.  این قانون ممکن است منجر به بازداشت و بازجویی افرادی شود که صرفا ویژگی های قومی ایشان منشاء بازداشت و بازجویی آنها قرار گیرد. در آریزونا به ویژه اشخاصی که از مکزیک، آمریکای لاتین و یا بومی اصیل هستند، طبق این قانون در معرض تعقیب قرار میگیرند. ژورنال قانون اساسی آتلانتا در تاریخ 19 نوامبر 2010 گزارش مید هد که گروه بزرگی از سازمانهای حقوق بشری آماده اند که در حمایت از مهاجرینی که بجرم اقامت مشکوک و غیر قانونی، در جورجیای جنوبی در لامپکین زندانی هستند، شب زنده داری کنند. از 17 سپتامبر 2010 تعداد 1890 زندانی در زندان لامپکینز نگهداری می شوند.

 بطور متوسط دادگاه زندانیان 63 روز معطل در نوبت مانده است. گزارشگر حقوق بشر در امور مهاجرین، طی گزارشی در آوریل 2010 به شورای حقوق بشر دررابطه با مهاجرین غیر قانونی بازداشت شده، گفته است، گزارشاتی از مهاجرین بازداشتی دریافت کرده اند که عامدا و مغرضانه از معالجات پزشکی در زندانها ممانعت بعمل آمده، در حالیکه بر اساس قانون آنها تا زمانیکه در بازداشت بسر می برند بایستی تحت معالجه قرار گیرند. گزارشگر ویژه در خلال بازدیدش مشاهده نمود کارگران مهاجر که بصورت پراکنده کار می کنند اغلب بی خانمان  هستند و یا در مناطق پر جمعیت، نا امن و شرلیط غیر بهداشتی زندگی می کنند.    (منبع خبراسناد سازمان ملل  A/HRC/14/30).

-V  در خصوص حقوق زنان و کودکان
شرایط در خصوص حقوق زنان و کودکان در ایالات  متحده آمریکا ناراحت کننده است.
تبعیض جنسیتی در قبال زنان به طور گسترده ایی در آمریکا وجود دارد. براساس گزارش منتشر شده در روزنامه دیلی میل در 11 آگوست 2010، 90 درصد زنان شاغل در محل کار از تبعیض جنسی رنج می برند. فقط 3 درصد از 500 نفر نیروی مدیریتی از زنان خوش شانس هستند. براساس گزارش منتشره از سوی انجمن زنان دانشگاه آمریکایی در تاریخ 22 مارس 2010 نشان داده که تنها 21 درصد از زنان به کسب مدرک دکترا در علم کامپیوترنائل شده اند که حدود یک سوم از تعداد دکترا در علوم زمین شناسی، اتمسفر و علوم اقیانوس، شیمی و ریاضی می باشد. در ایالات  متحده زنانی که دارای کار مشابه با مردان هستند اغلب حقوقشان کمتر از مردان است.

براساس گزارشی از واشنگتن پست در تاریخ 17 سپتامبر 2010، در طی 50 سال فاصله دستمزد به 18 سنت آمریکایی تقلیل یافته. گزارش آمار منتشر شده در تاریخ 16 سپتامبر 2010 نشان داده که زنان شاغل در مقایسه با مردان، در قبال یک دلار درآمد مردان، به زنان 77 سنت پرداخت می شده. نیویورک تایمز در تاریخ 26 آوریل 2010 گزارش داده که وال مارت متهم است به اینکه به طور سیستماتیک به زنان کمتر از مردان مزد پرداخت می کرده، و افزایش حقوق به زنان کمتر بوده و فرصت های ارتقاء شغلی کمتری به زنان داده می شد که به عنوان بزرگترین تبعیض اشتغال در تاریخ ملت بشمار می رود. مدافعان حقوقی تاکید دارند که در حالیکه 65 درصد از کارمندان وال مارت را زنان تشکیل می دادند اما 33 درصد از آنها جزو مدیران شرکت بودند (نیویورک تایمز 26 آوریل 2010).

زنان در آمریکا غالبا مورد تجاوز جنسی و خشونت قرار می گیرند. آمارهای منتشرشده در اکتبر2010 توسط مؤسسه ملی عدالت نشان می دهد که 20 میلیون زن در کشور قربانی تجاوز هستند (منبع خبرjustic.gov/opa/pr/2010/October/10-ag-1220.html). سالیانه حدود 60000 زندانی زن قربانی تجاوزجنسی و خشونت می شوند. یک پنجم دانشجویان دختر در محوطه دانشگاه قربانیان تجاوز جنسی هستند و 60 درصد این اتفاقات درخوابگاه دانشجویان دختر اتفاق می افتد ( منبع خبری World Journal 26 آگوست 2010).

براساس گزارش منتشره ناظران حقوق بشر در آگوست سال گذشته، ادعا شده که از سال 2003 تعداد 50 نفر بازداشتی در مراکز بازداشتگاههای گمرک و مهاجرت قربانیان تجاوز جنسی شده اند. بیشتر این قربانیان زنان بودند که تعدادی از مهاجمین، نگهبانان زندان بودند که تحت تعقیب قرار نگرفتند. در یک مورد، نگهبانی در یک بازداشتگاه در تگزاس وانمود می کند که دکتر است و 5 زن را دردرمانگاه زندان مورد تجاوز جنسی قرار می دهد ( منبع خبر World Journal،26 آگوست 2010). بر اساس ارقام نقل شده توسط پنتاگون در مجله تایم در تاریخ 8 مارس 2010، قریب 300 سرباز زن در سال مالی 2008، مورد تجاوز جنسی قرار گرفتند که 9 درصد نسبت به سال قبل بیشتر بوده. نزدیک به یک سوم از سربازان زن بازنشسته اظهار داشته اند که آنها قربانیان تجاوز و خشونت درحین خدمتشان بودند. 

زنان همچنین قربانیان خشونت های داخل منزل نیز هستند. در آمریکا همه ساله 1.3 میلیون نفر قربانی خشونت داخلی می شوند، که 92 درصد را زنان شامل می شوند. ازهر 4 زن یک زن درطی زندگی اش قربانی خشونت داخلی می شود، و روزانه 3 زن در ایالات  متحده به دلیل خشونت توسط همسر فعلی یا قبلی به قتل می رسند ( منبع خبر سی ان ان، 21 اکتبر 2010). در سال 2008 پلیس نیویورک سیتی گزارشی را دریافت کرد که حاکی از آن بود که بیش از 230000 مورد، خشونت داخلی در سال وجود دارد که برابر 600 مورد در روز می باشد.( منبع خبر خبرگزاری چین، 3 آوریل 2010). درتمام موارد قتل نفس و آدم کشی ها در سال 2009 در مورد قتل زنان، که روابطشان با جانیان شناسایی گردید، مشخص شد که 34.6 درصد به وسیله شوهر یا دوست پسرشان به قتل رسیده اند ( منبع خبر .(www2.fbi.gov در منطقه سانتا کلارا - کالیفرنیا، پلیس بیش از 4500 مورد گزارش خشونت داخلی را هرساله دریافت می کند و بیش از 700 زن و کودک در پناهگاهها زندگی می کنند تا از خشونت داخلی در امان باشند ( منبع خبرWorld Journal ، 15 اکتبر 2010 و خبرگزاری چین 9 اکتبر 2010).

در ایالات  متحده از حقوق سلامت زنان به خوبی محافظت نشده است. براساس گزارشی از سازمان عفو بین الملل، همه روزه بیش از 2 زن در آمریکا براثر مشکلات حاملگی و زایمان فوت می کنند. طی 20 سال گذشته درصد فوت زنان آمریکایی آفریقایی براثر مشکلات حاملگی 4 برابر بیشتر اززنان سفیدپوست است. زنان آمریکایی و آلاسکایی 3.6 برابر، آمریکایی افریقایی 2.6  برابر و آمریکای لاتین 2.5 برابر بیشتر از زنان سفید پوست امکان دارد که از مراقبتهای پیش از زایمان محروم بمانند (منبع خبر اسناد سازمان ملل A/HRC/14/NGO/13).

در ایالات  متحده کودکان در فقر زندگی می کنند. واشنگتن پست به نقل از وزارت کشاورزی آمریکا در تاریخ 21 نوامبر 2010 گزارش کرد که تقریبا یک چهارم از کودکان در آمریکا با گرسنگی دست به گریبان هستند، بر همین اساس بیش از 60 درصد از معلمین مدارس دولتی گرسنگی را به عنوان یک مشکل کلاس درس شناخته اند. تقریبا درصد مشابهی از معلمان هم خودشان توان مالی ندارند تا برای دانش آموزان گرسنه اقدام به خرید غذا نمایند ( منبع خبر واشنگتنن پست ، 21 نوامبر 2010). براساس ارقام منتشر شده در تاریخ 16 سپتامبر 2010 توسط اداره آمار ایالات  متحده، نرخ فقر برای بچه های زیر هجده سال تا 20.7 درصد در سال 2009 بالا رفته که نسبت به سال 2008 به میزان 1.7 درصد افزایش داشته است ( منبع خبری census.gov). میزان فقر در بین کودکان سیاه پوست در واشنگتن دی سی 43 درصد می باشد (واشنگتن پست ،20 سپتامبر 2010). و تعداد 2.7 میلیون بچه در کالیفرنیا در خانواده های تهیدست و محتاج زندگی می کنند. تعداد بچه های فقیر در شش منطقه ازسانفرانسیسکو به پانزده تا شانزده درصد افزایش یافته است. آمارها نشان می دهد که درسال 2009 درایالات  متحده آمریکا حداقل هفده میلیون بچه درخانواده هایی که نا امنی غذایی وجود دارد، بسرمی برند (World Journal، 8 می،2010).

در ایالات  متحده خشونت علیه بچه ها خیلی جدی است .ارقامی از وب سایت رسمی " ایالات  متحده آمریکا بچه هایمان را دوست بداریم" نشان می دهد که هرساله سه میلیون بچه قربانی خشونت می شوند در حالیکه رقم واقعی سه برابر بیشتر است. تقریبا 1.8 میلیون بچه ربوده شده اند و نزدیک به 600000 نفر بچه تحت فرزند خواندگی در خانواده ها زندگی می کنند. هرروز از هر هفت بچه یک بچه و یا نوجوان طعمه شکارچیان بچه از طریق اینترنت بدام می افتند و از هر چهار بچه یکی تهدید می شود و 43 درصد از نوجوانان و 97 درصد از بچه های راهنمایی دوره متوسطه تهدید اینترنتی می شوند.

 از هر ده بچه نه بچه ازLGBT در مدرسه مورد آزار و اذیت قرار می گیرند. در هر روز تعداد 160000 دانش آموز بخاطر ترس از زورگویان و تهدید به مدرسه نمی روند و در خانه می مانند )سایت loveourchildrenusa.org). بر اساس یک گزارش منتشر شده در تاریخ 20 اکتبر 2010، توسط واشنگتن پست، هفده درصد ازدانش آموزان آمریکایی 2 یا 3 مرتبه در طی یک ماه یا یک ترم تحصیلی مورد تهدید زورگویان قرار می گیرند. قلدری عمدتا در سال سوم مقطع دبیرستان جاری می باشد در حالیکه تقریبا 25 درصد دانش آموزان گفته شده که 2-3 بار یا حتی بیشتر در ماه مورد قلدری و زورگویی قرار می گیرند. بر اساس گزارشی از گزارشگر ویژه سازمان ملل در خصوص حق آموزش و تحصیل، 20 ایالات  و صدها مدرسه منطقه ای در آمریکا اجازه می دهند تا مدارس تنبیه بدنی را به نوعی بکار گیرند و  بچه هایی که دارای معلولیت های ذهنی و فیزیکی هستند بیشتر احتمال دارد که از تنبیه بدنی رنج ببرند ( منبع خبرUN document A/HRC/14/25/ADD.1).

سلامت فیزیکی و ذهنی کودکان تضمین نمی باشد. در آمریکا بیش از 93000 کودک در حال حاضر در حبس هستند و بین 75 و 93 درصد از بچه ها حداقل یک تجربه تلخ و ناخوشایندی را تجربه کرده اند از جمله "سهل انگاری و سوء استفاده جنسی (واشنگتن پست ، 9 جولای 2010). بر اساس گزارش تهیه شده طی سالهای 2001 و 2008 توسط تیم بازنگری بر مرگ ومیر کودکان از وزارت بهداشت و سلامت روان نیویورک سیتی، نشان می دهد در آمریکا مصدومیت های منجر به مرگ بین بچه های سنین یک تا دوازده سال 8.9 نفر درهر 100000 نفر بوده است. این رقم برای کودکان نیویورک سیتی 4.2 نفر در هر 100000 نفر می باشد( منبع خبر خبرگزاری چین، 3 جولای 2010). از سال  2000 تا کنون تعداد سیزده کودک و بزرگسال جوان دریک مرکز نگهداری ویژه از کودکان با معلولیت شدید در شیکاگو بخاطر عدم مراقبت های اولیه مرده اند (منبع خبر شیکاگو تریبیون، 10 اکتبر 2010).

براساس یک مطالعه تحقیقاتی منتشره در ژورنال آکادمی روانی کودکان و نوجوانان در تاریخ 14 اکتبر 2010، حدود نیمی از نوجوانان آمریکایی بین سنین سیزده و نوزده سال دارای شاخص های اختلالات روحی و روانی می باشند. 51 درصد پسران و 49 درصد دختران در سنین سیزده تا نوزده سال دارای خلقیات، رفتار، اضطراب و یا اختلالات روانی هستند و اختلال روانی در 22.2 درصد از نوجوانان خیلی جدی بود که به فعالیت روزانه اشان آسیب می رساند ( منبع خبر World Journal، 15 اکتبر 2010). برنامه های مستحجن (پرونوگرافی) در اینترنت بسیار شیوع پیدا کرده و بطورجدی بچه های آمریکایی را آسیب می رساند. آمارها نشان می دهند که از هر ده بچه  هفت نفرشان به طور تصادفی با برنامه های پرونو در اینترنت برخورد میکنند و از هر سه بچه یکی آنرا به طور عمدی دسترسی پیدا می کند. سن میانگین دسترسی به اینگونه برنامه ها 11 سال می باشد و برخی از 8 سالگی آغاز می کنند (واشنگتن تایمز ،16 ژوئن 2010). بر اساس یک مطالعه آماری از طریق بسیج ملی بمنظور جلوگیری از حاملگی نوجوانان و حاملگی ناخواسته، 20 درصد از نوجوانان آمریکایی عکس و یا فیلم ویدیوئی عریان یا نیمه عریان از خودشان ارسال یا پست کرده اند ( منبع خبری co,jefferson.co.us 23 مارس 2010). حداقل 500 وب سایت گفتگوی عریان با هدف درآمد زایی توسط نوجوانان در آمریکا تهیه شده است  که دهها هزار تصاویر مستحجن پرونو را به نمایش می گذارد.

VI . در خصوص نقض حقوق بشر علیه دیگر ملتها
ایالات  متحده آمریکا سابقه  بد نامی از نقض حقوق بشر بین الملل دارد.
جنگهایی که در عراق و افغانستان به سرکردگی آمریکا اتفاق افتاد موجب مصدوم شدن و کشته شدن تعداد بسیاری غیر نظامی گردید. از جمله اسرار منتشر شده توسط وب سایت ویکیلیکس در تاریخ 22 اکتبر 2010، عنوان نموده از سال 2003 تا پایان 2009 بالغ بر 285000 کشته یا زخمی جنگی در عراق بجای مانده. این اسناد فاش می کند که حداقل 109000 نفر در جنگ عراق کشته شدند که 63 درصد آنها مردم غیرنظامی بودند( منبع خبر World Journal ، 23 اکتبر 2010).

در یک حمله هوایی در شهر بغداد در ماه جولای 2007 یک هلی کوپتر آمریکایی 12 نفر را کشته که درمیان آنها خبرنگار عکاسی رویترز و راننده اش بود (منبع خبر نیویورک تایمز،5 آوریل 2010). در تاریخ 20 فوریه 2011 در یک عملیات نظامی در شمال شرقی افغانستان 65 نفر بی گناه کشته شدند که شامل 22 زن و بیش از 30 بچه بود، که بدترین صدمات به غیر نظامیان در طی ماهها بود ( منبع خبر واشنگتن پست ، 20 فوریه 2011). براساس گزارشی در واشینگتن پست در تاریخ 15 اکتبر 2010، وزارت حقوق بشر عراق در سال 2009 گزارش داد که 85694 نفر عراقی از ژانویه 2004 تا 31 اکتبر 2008 کشته شده اند. طبق شمارش اجساد عراق توسط یک سازمانی که در انگلستان مستقر است، گفته شده که جمعا 122000 نفرغیرنظامی از زمان حمله آمریکا به عراق، کشته شده اند ( نیوز دی، 24 اکتبر 2010).

عملیات نظامی آمریکا در افغانستان و دیگر مناطق نیز کشتار و صدمات بسیار زیادی را بر مردم محلی وارد نمود. براساس گزارشی توسط روزنامه مک کلاچی  در تاریخ 2 مارس 2010، نیرو های نظامی ناتو به رهبری آمریکا باعث مرگ و زخمی شدن 535 شهروند افغانی در سال 2009 شدند. درمیان آنها 113 غیرنظامی بود که براثر تیراندازی کشته شدند، که این تعداد تلفات یک افزایش 43 درصدی نسبت به سال 2008 بود. از ماه ژوئن 2009، حملات هوایی ارتش آمریکا موجب مرگ حداقل 35 شهروند غیر نظامی افغانی گشته است.

 در تاریخ 8 ژانویه 2010، براثر اصابت یک موشک آمریکایی در منطقه شمال غربی پاکستان 4 نفر کشته و 3 نفر مجروح شدند ( منبع خبر سان فرانسیسکو کرانیکل، 9 ژانویه 2010). طی یک عملیات ویژه توسط آمریکا در افغانستان در تاریخ 12 فوریه، به 5 نفر شهروند بی گناه غیر نظامی تیراندازی که منجر به مرگ آنها شد که دو نفر از آنان زنان باردار بودند ( منبع خبر نیویورک تایمز،5 آوریل 2010). در تاریخ 12 آوریل، ارتش آمریکا یک اتوبوس مسافربری را در نزدیکی شهر قندهار مورد حمله موشکی قرار داد که 5 غیر نظامی کشته و 18 نفر دیگر زخمی شدند (منبع خبر نیویورک تایمز،31 آوریل 2010). واشنگتن پست در تاریخ 18 سپتامبر 2010 گزارش کرد که از ژانویه 2010 "یک تیم کشتار" از سوی  5  سرباز از گروه ضربت تیپ پنجم فرماندهی و لشگر دوم نیروی پیاده نظام در افغانستان تشکیل شد و حد اقل مرتکب 3 قتل شده اند، بطوریکه افراد اتفاقی توسط  این نیرو مورد هدف قرار گرفته و شهروندان افغانی را به قتل می رسانند، اعضای بدن ایشان را جدا کرده و استخوان های آنها را مخفی کرده اند ( واشنگتن پست، 18 سپتامبر 2010).

عملیات ضد تروریستی آمریکا با افتضاحی که از طریق سوء استفاده از زندانیان ببار آمد موجب مزاحمت برای آمریکا گردید. براساس گزارش تحقیقاتی مشترکی که از سوی گزارشگر ویژه سازمان ملل در خصوص حمایت و حفاظت از حقوق بشر و آزادی های اساسی در زمان مقابله با تروریسم  و همچنین گزارشگر ویژه در خصوص شکنجه، و سایر اقدامات بی رحمانه ، غیر انسانی یا رفتار های قبیحانه یا تنبیه، و گروه کاری در خصوص بازداشت های خود سرانه ، به شورای حقوق بشر سازمان ملل در تاریخ می 2010 ارائه گردید، اظهار نموده اند که آمریکا مردم را در زمان جنگ علیه ترور بدون محاکمه و اتهام به مدت نامعلوم به اسارت می برد. این گزارش می افزاید که آمریکا مراکز بلزداشت زندانیان را در گوانتانامو و بسیاری نقاط دیگر در جهان داشته که بطور مخفیانه مردم را بلزداشت می کرده است. سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) امکانات توقیف مخفیانه و سری  را به منظوربازجویی کردن "زندانیانی که ادعا شده از ارزش بالایی برخوردارند" ایجاد کرده بود. گزارش می افزاید که معاون ارشد دادستان کل استیفن جی. برادبری اظهار داشته که سازمان سیا حفاظت 94 بلزداشتی را به عهده داشته و" تکنیکهای پیشرفته ای" را با درجات مختلف از شکنجه شامل عوامل تاثیر گذار برای ایجاد استرس، تغییرات دمایی انقباض و انبساط مفرط، محرومیت از خوابیدن، و استفاده از شکنجه با آب در مراحل بازجویی 28 نفر از بازداشت شدگان استفاده کرده است (منبع خبر UN document A/HRC/13/42   ).

 ایالات  متحده دستگیری ها را در خارج از مرزها به بهانه " جنگ با ترور" انجام می دهد. براساس گزارشی از آسوشیتد پرس در تاریخ 9 دسامبر 2010، مبتنی بر اسناد منتشر شده توسط وب سایت ویکیلیکس اشاره می کند که در سال 2003، برخی از عوامل آمریکا در ربودن یک شهروند آلمانی که اشتباها فکر می کردند که او یک تروریست است، دخیل بوده اند. عوامل آمریکا وی را در مقدونیه ربودند و بطور سری او را در یکی از زندان های تحت کنترل سازمان سیا در افغانستان برای مدت 5 ماه بازداشت کردند. هرچند که، یک دیپلمات عالی رتبه سفارت آمریکا در برلین به دولت آلمان هشدار داد که حکم جلب بین المللی برای عامل سازمان سیا درخواست نکند.

ایالات  متحده آمریکا به طور جدی حق معیشت و زندگی و حق توسعه اقامتگاه شهروندان کوبایی را نقض کرده است. در شصت و پنجمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در تاریخ 26 اکتبر 2010 ، بطور قاطعانه قطعنامه ای را با عنوان "ضرورت پایان دادن به تحریم اقتصادی، تجاری و مالی که توسط آمریکا علیه کوبا تحمیل شده" در مجمع پذیرفته شد، که این قطعنامه نوزدهمین از این سری قطعنامه ها بشمار می رود. تنها 2 کشور، از جمله آمریکا علیه قطعنامه رای دادند. تحریم های اعمال شده توسط آمریکا علیه کوبا، تحت ماده دوم کنوانسیون پیشگیری و تنبیه جنایت های نسل کشی که در سال 1948 به تصویب درآمد، اقدام آمریکا را تحت قانون فوق به عنوان جرم نسل کشی توصیف می کند.

آمریکا نمی پذیرد که به چندین کنوانسیون کلیدی بین المللی حقوق بشری بپیوندد و از این بابت در اجرای تعهدات بین المللی نا موفق است.  تا به امروز آمریکا هیچیک از دو کنوانسیون های بین المللی در خصوص حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و همچنین قطعنامه حذف تمامی اشکال تبعیض علیه زنان را نپذیرفته است. در سال 2006 مجمع عمومی سازمان ملل کنوانسیون حقوق افراد معلول را پذیرفت. تا کنون 96 کشور قطعنامه را تصویب کرده اند. اگرچه ایالات  متحده آمریکا آنرا تصویب نکرده است. تا کنون در مجموع 193 کشور به کنوانسیون حقوق کودکان پیوسته اند اما آمریکا از جمله نادر کشورهایی است که هنوز کنوانسیون را تصویب نکرده است.

.در تاریخ 20 آگوست 2010، دولت آمریکا اولین گزارش خود را در مورد وضعیت  حقوق بشر کشورش به شورای حقوق بشر سازمان ملل ارائه داد. در زمان مرور ادواری بیانیه جهانی ملل متحد UPR در اسناد 5 نوامبر، آمریکا از 60 کشور جهان تعداد 228 توصیه برای بهبود وضعیت حقوق بشر در کشورش دریافت نمود. از جمله توصیه ها در رابطه با تصویب کنوانسیون های کلیدی بین المللی حقوق بشر، حقوق اقلیتهای قومی و مردمان بومی، تبعیض نژادی و زندان گوانتانامو اشاره داشتند. هرچند که ایالات متحده تنها 40 مورد از آنها را پذیرفته است. در تاریخ 18 مارس 2011، شورای حقوق بشر سازمان ملل نتایج  مرور ادواری بیانیه جهانی UPR در خصوص آمریکا را پذیرفت، و بسیاری از کشورها آمریکا را بخاطر نپذیرفتن بسیاری از توصیه ها محکوم کردند. درجلسه بحث در خصوص آمریکا، نمایندگان برخی کشورها ابراز تاسف و ناامیدی خودشان را در باره مخالقت ایالات متحده آمریکا دررابطه با بسیاری از پیشنهادات ابراز کردند. آنها متذکر شدند که تعهدات آمریکا نسبت به مسائل حقوق بشر خیلی فاصله دارد که رضایت بخش شود، و آنها مصرانه خواستند که آمریکا وضعیت حقوق بشر کشورش را ارتقاء بخشد و اقدام ملموسی را نسبت به مشکلات جاری حقوق بشری خود انجام دهد.

واقعیتهای عنوان شده در فوق نشان می دهد که ایالات  متحده آمریکا آمار اسف باری در خصوص وضعیت حقوق بشر کشور خودش دارد و نمی توان آن را به عنوان "عدالت حقوق بشری" جهان قلمداد کرد. هرچند که آمریکا گزارشات کشوری در خصوص وضعیت حقوق بشر هر سال ارائه می دهد تا دیگر کشور ها را متهم کند و بخاطر عدم رعایت موازین حقوق بشری آنها را مقصر بداند. آمریکا از مشکلات جدی حقوق بشری در کشورش چشم پوشی می کند، اما از طرفی علاقمند به طرفداری کردن از آنچه که او "دیپلماسی حقوق بشر" می داند، شده است، و در صدد است تا حقوق بشر را به عنوان ابزاری سیاسی برای بد نام کردن وجهه سایر کشورها و حفظ منافع استراتژیک خودش استفاده کند. این واقعیات چهره منافق گونه ایالات  متحده آمریکا را کاملا افشا می سازد که به بهانه حقوق بشر با بکارگیری استاندارد دو گانه و ایفای نقشه های مغرضانه بدنبال رسیدن به اهداف سلطه جویانه می باشد.

 بدینوسیله به دولت ایالات  متحده آمریکا توصیه می کنیم که اقدامی ملموس برای بهبود وضعیت حقوق بشری در کشور خودش به اجرا درآورد و در زمینه حقوق بشر کردار خود را بررسی و اصلاح نماید، و رفتار های سلطه جویانه را که با استفاده از موضوعات حقوق بشری قصد مداخله در امور داخلی سایر کشور ها را دارد، متوقف نماید. 

کد مطلب: 21175
زمان انتشار: چهارشنبه 15 تیر 1390 - 13:08:51
نظرات
هیچ نظری درباره این مطلب تا کنون به ثبت نرسیده است.
فرم ارسال نظر

نام (اختیاری)

پست الکترونیک (اختیاری)  

آدرس وب سایت یا وبلاگ

نظر شما  

لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید:

 = 5-2

دیگر مطالب