به روز شده: 58 دقیقه قبل
کد مطلب: 31886
زمان انتشار: دوشنبه 13 خرداد 1392 - 08:21:43

رسانه‌های غربی واقعیت انتخابات ایران را وارونه جلوه می‌دهند

رسانه‌های غربی واقعیت انتخابات ایران را وارونه جلوه می‌دهند
حقوق بشر  > ایران  - استفان لندمن

انتخابات ایران 14 ژوئن (24 خردادماه) برگزار می‌شود. 8 کاندیدا در این انتخابات شرکت خواهند کرد. اگر هیچ یک از این نامزدهای انتخاباتی نتوانند 50 درصد مجموع آرا یا بیشتر را کسب کنند، دور دوم انتخابات در 21 ژوئن (31 خردادماه) برگزار می‌شود.

منتقدان امپریالیستی هیچ فرصتی را در هدف قرار دادن فرایند انتخابات ایران از دست نمی‌دهند. این کار طبیعی آنهاست. آنها دخالت در امور داخلی این کشور را اولویت قرار می‌دهند و این کار را بی‌شرمانه و با طینت بد انجام می‌دهند. شاید آنچه در انتخابات 2009 رخ داد، تکرار شود، اما رسانه‌های غرب دروغ گفتند. آنها مدعی شدند که مردم ایران بین دموکراسی و استبداد یکی را انتخاب خواهند کرد. بعد از برگزاری انتخابات، آنها مدعی شدند که در انتخابات تقلب صورت گرفته است. 4 کاندیدا در انتخابات با یکدیگر رقابت کردند، مشارکت رأی‌دهندگان واجد شرایط 85 درصد بود، آخرین باری که میزان مشارکت در انتخابات آمریکا به بیش از 60 درصد رسید، 1968 بود.

در انتخابات آمریکا دو حزب اصلی با یکدیگر رقابت می‌کنند، رؤسای احزاب، کاندیداها را انتخاب می‌کنند، منافع مالی حرف آخر را می‌زند. آمریکا هرگز دموکراسی نداشته است. الان نیز ندارد. مردم عادی آمریکا حرفی برای گفتن در انتخابات ندارند. منافع مالی، امور را اداره می‌کند. دموکراسی که آنها (آمریکایی‌ها) به آن رسیده‌اند از طریق پول به دست آمده است. این امر واقعیت را به تمسخر می‌گیرد.

در سال 2009، احمدی‌نژاد با یک پیروزی چشمگیر رئیس‌جمهور شد و 62.63 درصد آراء را به دست آورد. وی این آراء را بسیار قانونی به دست آورد. وی تقریباً با نسبت دو به یک از نزدیکترین رقیبش پیش افتاد. جای شگفت نیست. نظرسنجی‌های مستقل قبل از انتخابات به طرز شگفت‌آوری پیش‌بینی کرده بود که او در انتخابات پیروز می‌شود.

بعد از آنکه نتایج انتخابات اعلام شد، روزهای تظاهرات خیابانی آغاز شد. دست‌های واشنگتن این تظاهرات را طرح‌ریزی کرد. ایران به طور مداوم مورد هدف قرار گرفته است.

در سال 2009، « Pak Alert Press»، از مصاحبه رادیو پشتو با «میرزا اصلان بیگ» ژنرال سابق پاکستانی گزارش کرد. او  گفت که اسنادی را مشاهده کرده که ثابت می‌کند، «سیا» حدود 400 میلیون دلار در داخل ایران هزینه کرده تا انقلاب رنگی توخالی را بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری این کشور مورد حمایت قرار دهد. او پیروزی احمدی‌نژاد را یک نقطه تعیین کننده در سیاست منطقه‌ای خواند و گفت که اگر پاکستان و افغانستان با ایران متحد شوند، آمریکا می‌بایست منطقه را به ویژه افغانستان اشغالی را ترک کند.

در ژوئیه 2008، «سیمور هرش» روزنامه نگار مشهور نشریه نیویورکر در تیتری آورد: «آماده کردن میدان رزم» که این مقاله درباره افزایش اقدامات مخفیانه دولت بوش علیه ایران بود. «طبق گفته مقامات کنونی و سابق نظامی، اطلاعاتی و منابع کنگره‌ای، اواخر سال گذشته، کنگره با درخواست رئیس‌جمهور بوش برای تأمین بودجه انجام عملیات مخفیانه علیه ایران موافقت کرد. این عملیات که رئیس‌جمهور برای انجام آن به دنبال 400 میلیون دلار بود، در "یافته‌های ریاست‌جمهوری" شرح داده شده که به امضای بوش درآمد و برای بی‌ثبات کردن حاکمیت مذهبی این کشور (ایران) طرح‌ریزی شده بود.»

«اردشیر عمانی»، از بنیانگذاران انجمن دوستی ایران آمریکا چند روز بعد از انتخابات 2009 ایران گفت که عناصر داخلی تمامی تلاش خود را برای ایجاد ناآرامی و فراهم آوردن زمینه برای یک اشغال مخملی به کار گرفتند. عمانی افزود: این تلاش‌ها کارساز نشد زیرا کارگران و کشاورزان که میلیون‌ها نفر از آنها زندگی فرزندانشان را برای استقلال و حاکمیت کشورشان از دست دادند، از انقلاب و رئیس‌جمهور واقعی خود که از طرح‌های توطئه و جنگ‌افروزان فاسد متنفر بود، دفاع کردند.

انتخابات ایران، فرایند فریبکاری آمریکا را شرمسار کرد. از رسانه‌های اراذل و سیاسی واشنگتن انتظار توضیح نداشته باشید. ایران یک جمهوری اسلامی است. شورای نگهبان، کاندیدای انتخابات را تعیین صلاحیت می‌کند. موضوع (در تعیین صلاحیت کاندیدهای انتخابات)، حفظ ویژگی اسلامی ایران است. موضوع همچنین حفظ حاکمیت است و جلوگیری از اینکه امپریالیست‌‌ها کنترل را به دست بگیرند نیز در تعیین صلاحیت کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری ایران مسئله کلیدی محسوب می‌شود.

در صورتیکه حکومت شاهنشاهی کنترل امور را به دست گیرد، ایران به گذشته زشت خود بازمی‌گردد. در سال 1953، بعد از آنکه واشنگتن دولت منتخب محمد مصدق را برکنار کرد، یک حاکمیت وحشت به دنبال آن بوجود آمد. آیت‌الله «علی خامنه‌ای» رهبر ایران و دیگر اعضای شورای نگهبان نمی‌خواهند حاکمیت سرکوبگر تحت حاکمیت غرب دوباره در ایران تکرار شود. اغلب ایرانیان نیز چنین احساسی دارند.

ایران کشور آنهاست، آنها حق تصمیم‌گیری دارند. ایران یکی از محدود کشورهای منطقه‌ای محسوب می‌شود که در آن انتخابات واقعی برگزار می‌شود. اغلب دیگر کشورهای منطقه توسط حاکمان مستبد اداره می‌شوند. برخی کشورها وانمود به برگزاری انتخابات می‌کنند اما آنها فریبکاری می‌کنند.

فرایند انتخابات اسرائیل فاقد مشروعیت است. رأی‌دهندگان در آن انتخاب اندکی دارند. افرادی که از نظر تفکر افراطی هستند، اسرائیل را اداره می‌کنند. آنها خشونت و عدم ثبات را اولویت قرار داده‌اند و از دزدیدن سرزمین فلسطینیان حمایت می‌کنند.

لفاظی‌ها به تنهایی اغلب کاندیدهای انتخابات اسرائیل را از یکدیگر متمایز می‌کند سیاست‌ها افراطی است. ریاکاری جایگزین دموکراسی شده است.در انتخابات اسرائیل، کاندیداهای عرب نیز می‌توانند شرکت کنند. آنها می‌توانند کرسی‌های کنست را نیز به دست آورند اما هیچ‌گونه حرفی برای گفتن در سیاست ندارند.

از رسانه‌های بدطینت انتظار توضیح نداشته باشید. آنها اطلاعات نادرست و اخبار مدیریت شده را منتشر می‌کنند. آنها وانمود می‌کنند که آنچه انجام می‌دهند واقعی است. به جای اطلاع رسانی، فریب می‌دهند.

نیویورک‌تایمز و دیگر رسانه‌های غربی، دروغ‌های مقامات (آمریکا و غرب) را بیرون می‌ریزند و این در حالی است که رسانه‌های ایرانی کاملاً برعکس عمل می‌کنند (راست و حقیقت می‌گویند).

پرس‌تی‌وی، خبرگزاری فارس و دیگر رسانه‌های ایران، آن چیزی را گزارش می‌کنند که خوانندگان و مخاطبان می‌خواهند بدانند. از صداهای مستقل دعوت می‌شود تا در انتشار اخبار مشارکت کنند. عقاید آنها محترم است. نظرات آنها آزادانه منتشر می‌شود. رسانه‌های مهم آمریکا، اطلاعات اشتباه و اخبار مدیریت شده را منتشر می‌کنند. آنچه که مخاطبان و خوانندگان نیاز به دانستن آنها دارند، سرکوب می‌شود.

دبیران روزنامه‌ نیویورک‌تایمز از ثروت و قدرت حمایت می‌کنند. آنها حامیان جنگ هستند. خوانندگان روزنامه‌های آمریکایی با بی‌شرمی مورد خیانت واقع می‌شوند. اکثر اخبار مهم دستکاری یا تحریف می‌شوند. یک نامه سرگشاده به دبیران روزنامه‌ نیویورک‌تایمز، مسوولان این روزنامه را به چالش کشید. شمار رو به رشد خوانندگان و مخاطبان این روزنامه از آنکه به آنها دروغ گفته می‌شود، خسته شده‌اند و جای امیدواری است که شمار آنها به چندین میلیون نفر رسیده است و همین امر تنها شانس برای ایجاد یک تغییر واقعی است.

فهم این مسئله که دولت آنها (آمریکا) تصویر غلطی به آنها نشان می‌دهد و از آنها سوء استفاده می‌کند، در واقع یک گام رو به جلو در جهت ایجاد تغییر است. برای درک این مطالب هنوز دیر نشده است. مهم است که اکثر مردم درک می‌کنند. بی‌رحمی و شقاوت آمریکا، بشریت را تهدید می‌کند. برانگیختن بیداری عمومی بهترین شانس برای جلوگیری از این بی‌رحمی است. از رسانه‌های بدطینت انتظار نداشته باشید که در تحقق این امر تلاش کنند.

ایران خشونت و بی ثباتی را محکوم می‌کند و خواستار صلح و نه جنگ است. تاکنون هیچ کشوری از کشورهای همسایه را تهدید نکرده است. این در حالی است که رسانه‌های غربی پس از انتخابات ریاست‌جمهوری ایران گزارش‌هایی از روی بدطینتی منتشر کردند. روزنامه وال استریت ژورنال عنوان کرد: ایران در آستانه انتخابات سرکوب می‌کند.

در این مقاله به دروغ گزارش شده بود که ایران سرکوب‌گری را پیش‌دستی کرده. هیچ‌گونه شواهدی این مسئله را تأیید نکرد. اتهامات جعلی بر حوادث بعد از انتخابات 2009 ایران، دامن زد. آنچه که به آن اشاره نشد این بود که دستان کثیف واشنگتن حوادث بعد از انتخابات ایران را طراحی‌ و هماهنگ می‌کرد. همانطور که در بالا به آن اشاره شد، نتایج انتخابات ایران با پیش‌بینی‌هایی که در نظرسنجی‌های قبل از انتخابات منتشر شده بود، هماهنگی داشت اما وال استریت ژورنال هیچ اشاره‌ای به آن نکرد.

گزارش وال استریت ژورنال به استناد گفته‌های «هادی قائمی» مدیر کمپین بین‌المللی حقوق بشر که به نفع آمریکا کار می‌کند، بود. او به دروغ عنوان کرد که مردم ایران به شدت نگران هستند. به نظر می‌رسد برای یک بن‌بست ارتباطی آماده می‌شوند. کمپین بین‌المللی حقوق بشر (ICHRI)، بخشی از بنیاد هلندی حقوق بشر در ایران است. قائمی سابقاً در هیأت شورای ملی آمریکایی‌های ایرانی الاصل فعالیت می‌کرد. این شورا بیش از 250 هزار دلار برای تأمین بودجه «صندوق ملی دموکراسی»، (NED)، دریافت کرد.

NED، یک ابزار تبلیغاتی و سیاست خارجه وزارت خارجه آمریکا است. دستان قائمی و دیگر دستان مخالفان ایران کثیف است. آنها از حمایت‌های آمریکا و دیگر کشورهای غربی بهره می‌برند. آنها پول می‌گیرند که ایران را بی‌ثبات کنند. کمپین بین‌المللی حقوق بشر اعتراف کرد که بودجه خصوصی دریافت می‌کنند. آنها نمایندگی منافع پولی آمریکا را برعهده دارند. آنهامی‌خواهند ایران منزوی شود. آنها از تغییر نظام حمایت می‌کنند.

آنها خواستار سکوت رسانه‌های دگراندیش هستند. آنها دستور کار و برنامه‌های شیطانی خود را به نمایش می‌گذارند. اطلاعات در ایران آزادانه جریان دارد. رسانه‌های غربی اولویت را بر انتشار اخبار مدیریت شده اشتباه قرار می‌دهند. روزنامه وال استریت ژورنال نیز در انتشار اخبار از دیگر رسانه‌های آمریکایی پیروی می‌کند.

واشنگتن به طور آشکارا تلاش می‌کند تا انتخابات ایران را به نفع خود برگرداند. زمانیکه این امر محقق نمی‌شود، جایگزین آن این است که مدعی می‌شود انتخابات ایران با تقلب همراه بوده است. ایران به طور مداوم مورد خیانت قرار می‌گیرد. غرب در اکثر موارد، دولت‌‌های مستقل‌ را تحمل نمی‌کند، آمریکا بدنبال جایگزین کردن دولت ایران با یک دولت حامی غرب است. آنها خواستار دولت‌های دست‌نشانده به جای دولت‌های مشروع هستند. از رسانه‌های غربی انتظار توضیح درباره این مسائل را نداشته باشید.

«کنت تیمرمن» رئیس بنیاد ضد ایرانی دموکراسی در ایران است. چندین نفر از اعضای هیأت مشاوره این بنیاد، اعضای کنونی و سابق سیا و دیگر مقامات آمریکایی هستند. این بنیاد شامل عضویت افرادی چون «جیمز وولسی» رئیس اسبق سیا و «فرانک گافنی» مشاور سابق وزیر دفاع آمریکا، رئیس مرکز سیاست امنیت و افراط‌گر راستگرا می‌شود.

تیمرمن نمایندگی جناح راست افراطی را برعهده دارد. روزنامه واشنگتن‌تایمز انتقادات ضدایرانی او را عنوان کرد. تیمرمن در مقاله‌ای در این روزنامه عنوان کرد: انتخابات آزاد در ایران مسخره است. در این مقاله آمده بود: این انتخابات به شیوه‌ای طراحی می‌شود که این توهم را به وجود آورد که مردم در تعیین دولت خود و اینکه کشور توسط چه دولتی اداره شود، حرفی برای گفتن دارند. رسانه‌های آمریکا به چنین افرادی استناد می‌کنند. رسانه‌های قابل احترام به چنین اظهاراتی استناد نمی‌کنند.

تیمرمن یکی از افرادی بود که به دلیل انتقادات ضدایرانی نامزد جایزه صلح نوبل 2006 شد. تقریباً همیشه ریاکاری پیروز می‌شود. جنایتکاران جنگی محبوب هستند. اعضای کمیته جایزه صلح نوبل بیانگر این مطلب هستند، آنها نمایندگی ثروت، قدرت، امتیاز، بی‌قانونی امپریالیسم و جنگ را برعهده دارند. آنها از صلح بیم دارند.

شاید آنها بر این باورند که جنگ، صلح است. آنها باید توضیح دهند که چرا چنین افرادی به طور مداوم بیشترین جوایز را می‌برند. در آستانه جایزه 1939، جنگ جهانی دوم آغاز شد، هیچ برنده ای برای جایزه صلح نوبل معرفی نشد. در سال 2006، «محمد یونس» بانکدار و اقتصاددان بنگلادشی معرفی شد. این استثنا، این قاعده را ثابت کرد. انتظار گزارشات مغرضانه را بعد از انتخابات ایران از رسانه‌های غربی داشته باشید.

تحلیلگر و مفسر آمریکایی در شیکاگو
منبع: خبرگزاری فارس

کد مطلب: 31886
زمان انتشار: دوشنبه 13 خرداد 1392 - 08:21:43
نظرات
هیچ نظری درباره این مطلب تا کنون به ثبت نرسیده است.
فرم ارسال نظر

نام (اختیاری)

پست الکترونیک (اختیاری)  

آدرس وب سایت یا وبلاگ

نظر شما  

لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید:

 = 5-2

دیگر مطالب