به روز شده: 12 ساعت و 45 دقیقه قبل
کد مطلب: 50039
زمان انتشار: چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 - 12:26:33

استاد دانشگاه واشنگتن:نهادهای حقوق بشر جنایات سعودی در یمن را نادیده می‌گیرند

استاد دانشگاه واشنگتن:نهادهای حقوق بشر جنایات سعودی در یمن را نادیده می‌گیرند
حقوق بشر  > جهان  - امریکا به همراه متحدان خود یمن را پس از سوریه به دومین حوزه چالشی منطقه تبدیل کرده است که برای رسیدن به منافع آشکار و پنهان، جنایات غیرقابل‌انکاری در آن شکل می‌گیرد.

روزنامه جوان- امریکا به همراه متحدان خود یمن را پس از سوریه به دومین حوزه چالشی منطقه تبدیل کرده است که برای رسیدن به منافع آشکار و پنهان، جنایات غیرقابل‌انکاری در آن شکل می‌گیرد. میزان کشتارهای غیرنظامیان به خصوص زنان و کودکان در این کشور بسیار زیاد است اما نهادهای بین‌المللی به ویژه در حوزه حقوق بشری علاقه ندارند چشمان خود را در این زمینه بگشایند و علیه تسلیحات امریکایی که از طریق ائتلاف سعودی بر سر مردم می‌ریزد، موضع قطعی و شفاف بگیرند. موقعیت ژئوپلتیکی یمن با منافع بنیادی غرب و متحدانش در منطقه گره خورده و این چشمپوشی حقوق بشری غربی را توجیه می‌کند. عربستان سعودی که از زمان روی کار آمدن ملک سلمان به سمت رادیکالیزه کردن سیاست‌های منطقه‌ای پیش رفته است، برای پنهان کردن ضعف‌های خود در عرصه نظامی به سبک امریکایی دست به دامان ائتلاف شده و برخی از کشورهای عربی را با خود همراه کرده است تا مبادا با شکستش به منافع خود، امریکا و رژیم صهیونیستی لطمه وارد شود. برخی در این میان از تحولات یمن با عنوان جنگ نیابتی یاد و تقابل را کاملاً منطقه‌ای تحلیل می‌کنند. اگرچه پیروزی و شکست هر طرف در جنگ یمن تأثیرات قابل توجهی در چینش سیاسی منطقه دارد اما نباید فراموش کرد که اولین و مهم‌ترین بعد در این جنگ در قالب بین‌المللی قابل تحلیل است. به همین دلیل است که امریکا به عنوان رهبر غرب چشمان خود را بر جنایات شکل گرفته در یمن بسته است و در پی جلوگیری از شکست ائتلاف سعودی در یمن است. این در حالی است که عربستان با اشراف بر این مسئله که حتی با ائتلاف هم نمی‌تواند پیروزی لازم را در یمن به دست آورد، ‌دست به دامان «گفت‌وگو و پایان یافتن جنگ» با مخالفان دولت یمن شده است. این، مسئله‌ای بسیار مهم و حساس است که چند و چون آن را با یکی از کارشناسان و فعالان سیاسی امریکا در میان گذاشته‌ایم. دکتر «متیئو کراستون» استاد علوم سیاسی دانشگاه بلویوی واشنگتن و رئیس بخش مطالعات بین‌المللی و مدیر پژوهش‌های اطلاعاتی - امنیتی این دانشگاه است. از این استاد علوم سیاسی تاکنون دو کتاب به نام «سایه تجزیه‌طلبی» و «پرورش بنیادگرایی» منتشر شده است. تحلیل‌های حوزه استراتژیک و امنیت وی به زبان‌های مختلف از جمله انگلیسی، ‌روسی، ‌اسپانیولی، ‌ترکی، عربی، چینی، یونانی و فارسی منتشر شده است. در ادامه گفت و گوی «جوان» را با وی می‌خوانید.

در حال حاضر کدام کشورها و نیروها در جنگ یمن حضور دارند و هر کدام در چه بخش‌هایی از این کشور فعال هستند؟ ائتلاف‌های رودر روی یکدیگر در یمن کدام‌ها هستند؟

جنگ یمن ترکیبی از هرج‌ومرج‌های هراس‌انگیز داخلی است. این جنگ همچنین شامل ائتلاف نیرو‌های چند‌ملیتی، بازیگران غیر‌دولتی مسلح و تندرو و قدرت‌های برتری است که جنگ نیابتی منطقه‌ای را در داخل مرزهای یمن اجرا می‌کنند.

برخی از کشورها در این جنگ حضور رسمی و فعال دارند و برخی نیز به طور غیررسمی از طریق نیروهای خود در آن فعالیت می‌کنند. محور اصلی نیز در حال حاضر مخالفت‌های حوثی‌ها با دولت یمن است که چنین چالشی را رقم زده است. کشورهایی مانند عربستان سعودی، کشور‌های عضو شورای همکاری خلیج فارس و گروه هایی همچون القاعده در شبه‌جزیره عرب و تمام شاخه‌های کوچک اما تندرو داعش در این جنگ فعال هستند.

از طرفی قطعاً امریکا و اتحادیه اروپا علاقه وافری به فعالیت‌های در حال اجرا در یمن دارند. با وجود اینکه نیرو‌های اروپا و امریکا به طور رسمی در یمن فعال نیستند اما بدون شک هر دوی آنها نتایج جنگ یمن و تأثیر مستقیم این جنگ را بر منافع امنیت ملی‌شان خواهند دید. از طرفی نتیجه جنگ یمن برای ایران نیز مهم است.
یمن به لحاظ موقعیت سیاسی دارای چه ویژگی‌هایی است و از چه اهمیت ژئوپلتیکی‌ای برخوردار است که باعث شکل‌گیری چنین چالشی شده است؟

پاسخ متعارف به این سؤال این است که جنگ یمن در واقع یک بحران قدیمی داخلی است که اساس آن نیرو‌های مخالف بوده‌اند و این ‌نیرو‌ها در حال جنگ با یک رژیم بسته است. اما با این حال، حقیقت خیلی پیچیده‌تر از اینهاست. عربستان سعودی و حوثی‌ها هر دو رویارویی مستقیم دارند. عربستان سعودی و بیشتر کشور‌های عضو شورای همکاری خلیج فارس به طور روشنی می‌خواهند که دولت یمن در جای خود باقی بماند. ورود القاعده و شاخه‌های داعش به یمن، جنگ را از لحاظ ژئوپلتیکی برای قدرت‌های بزرگ جهانی مانند ایالات متحده امریکا خیلی مهم جلوه می‌دهد.

افسوس که آینده یمن از لحاظ آبادانی و ثبات با تمام احتمالات برای هیچ کدام از بازیگران مثل عربستان سعودی، داعش، امریکا و... اهمیت ندارد. با این حال بازتاب روند اوضاع یمن در منافع ژئوپلتیکی - فردی هر کدام از این بازیگران قابل مشاهده است. بنابراین اهمیت ژئوپلتیکی یمن در آینده بلند مدت بسیار اندک است اما زمانی که این بازیگران نگران هستند که ناگهان گروه‌های نظامی، غیردولتی و تندرو از یمن به عنوان نقطه آغازی برای فعالیت تروریستی فراتر از مناطق خلیج فارس استفاده کنند، اهمیت ژئوپلتیکی یمن افزایش می‌یابد.
چرا بخش قابل توجهی از تمرکز خاورمیانه در یمن قرار گرفته شده و بازیگران منطقه‌ای بخشی از توجه خود را به آن معطوف کرده‌اند؟

این مسئله را در سؤال دوم پاسخ دادم. علاوه بر عوامل ذکر شده، یک نگرانی عمومی در جامعه جهانی وجود دارد که یمن به یک «جنگ نیابتی» رسمی تبدیل نشود. در مدتی که این رقابت در طولانی‌مدت وجود داشته است احتمال و زمینه‌های به پا شدن جنگی نیابتی تقریباً تمام کشور‌های جهان را نگران کرده است. نگرانی از این جهت که چه تعداد کشور دیگر می‌توانند در این جنگ در حال گسترش کشیده شوند؟
اهمیت باب‌المندب و خلیج عدن به لحاظ سیاسی و اقتصادی چگونه است؟ نسبت این منطقه با جغرافیای آفریقا چیست؟ آیا اسرائیل در این خصوص حساس بوده و دست به اقداماتی خاص در این زمینه می‌زند؟

بر اساس گفته وزارت انرژی ایالات متحده امریکا تنگه باب‌المندب یک پایگاه بازرسی اصلی بین شاخ قاره آفریقا و خاورمیانه و رابط استراتژیک بین دریای مدیترانه و اقیانوس هند است.

این تنگه بین یمن و جیبوتی و شمال شرقی اتیوپی (اریتره) واقع شده است که دریای سرخ را به خلیج عدن وصل می‌کند.

3 تا 4 میلیارد بشکه نفت در روز از این تنگه از طریق کشتی انتقال داده می‌شود به همین دلیل راه آبی حیاتی برای اقتصاد جهانی به حساب می‌آید. به گفته فرمانده گروه کشتیرانی CSG، تری کرافت، باب‌المندب و خلیج عدن از لحاظ استراتژیکی برای امریکا مهم هستند، چراکه یک راه دریایی مهم برای ترانزیت و انتقال قانونی به حساب می‌آید.

تمامی گفته‌های بالا به سال 2011 بر‌می‌گردد، پیش‌تر از زمانی که جنگ و تحولات یمن به طور جدی پا بگیرد؛ بنابراین هر تغییری که کشور‌های «صاحب پایگاه بازرسی» درگیر آن هستند، نفع و ضرر مستقیمی برای سرمایه‌داران در اقتصاد جهانی دارد.

بنابراین، به نظر من اینکه چقدر اسرائیل در مورد باب‌المندب و خلیج عدن حساس است، مهم نیست بلکه مهم این است که در مورد حیاتی بودن این دو عامل برای ایالات متحده امریکا و جمهوری خلق چین بحث کنیم. این دو کشور بیشتر از هر کشور دیگری اجازه نخواهند داد که آشفتگی به سمت باب‌المندب کشیده شود و بر روند عادی تجارت جهانی تأثیر بگذارد.
آیا ائتلافی که سعودی‌ها ایجاد کرده‌اند، توانسته است طی این مدت به موفقیت‌هایی دست پیدا کند یا خیر؟ آینده این تقابل به عقیده شما به کدام سمت پیش خواهد رفت؟

من شخصاً در مورد ائتلاف‌سازی توسط عربستان سعودی در مورد جنگ یمن بدبین هستم. نخست، واضح است که این ائتلاف نتوانسته به صورت سریع و قاطعانه به این جنگ پایان دهد تا خود را به عنوان یک پیروز واقعی نشان دهد. این همان نتیجه و پایانی مطلوب است که به دنبال آن هستند و به هیچ وجه نیز به واقعیت نزدیک نیست.

مشکل عربستان سعودی این است به محض اینکه ائتلافی اینچنینی تشکیل می‌دهد و نیروهایش مشغول خونریزی می‌شوند، برایش خیلی سخت می‌شود که بدون هیچ منفعت یا تسخیر مکانی از ائتلاف خارج شود. در همین حال، عربستان سعودی چشمان جامعه بین‌المللی را در قبال مسئولیت مستقیم خشونت‌ها و تصمیم‌گیری ضعیف نظامی در یمن، از خود دور کرده است. (البته این موضوع قابل بحث است، اما برای جلوگیری از محکوم کردن دخالت عربستان در جنگ و درگیری، جامعه جهانی از مطرح کردن آن صرف نظر کرده است. ) به خاطر همین عوامل من فکر می‌کنم که عربستان سعودی دخالت و حضور در یمن را برای خود زیانبار نمی‌بیند؛ عواملی که بخشی از آن لجستیکی، بخشی استراتژی نظامی و بخش دیگر آن روابط بین‌الملل است. بدین ترتیب من معتقدم این ائتلاف ادامه خواهد داشت تا عربستان تلاش کند بر آینده یمن تأثیر بگذارد.
آیا عربستان سعودی در این جنگ از کمک‌های امنیتی و اطلاعاتی امریکا و رژیم صهیونیستی برخوردار است؟

در حالی که هر دو کشور دخالت و حضور فعال خود در یمن را انکار می‌کنند اما گزارش‌های فراوانی از امریکا و رژیم صهیونیستی به گوش می‌رسد که با حمایت‌های اطلاعاتی و جاسوسی عربستان سعودی را تأمین می‌کنند.

گاهی اوقات کشور‌ها با چنین اقداماتی بی‌دقت عمل می‌کنند؛ به این صورت که اعلام می‌کنند که چنین کمک‌های اطلاعاتی و جاسوسی رفتاری عادی در ارتباط بین آنهاست؛ در این صورت، هر آنچه عربستان سعودی با این اطلاعات و جاسوسی‌ها انجام دهد، امریکا و رژیم صهیونیستی مسئولیتی در قبال آن ندارند. از لحاظ قانون بین‌المللی این موضوع معتبر و باورکردنی است اما زمانی که بحث اتمام جنگ و درگیری و پایان دادن به خشونت به میان می‌آید، اینچنین خودنمایی‌هایی از طرف بیشتر کشور‌های جهان اغلب پوچ و اشتباه است. در این مورد خاص، کاملاً مشخص است که امریکا و رژیم صهیونیستی بر این باورند که عربستان سعودی از بهترین استراتژی و تاکتیک در یمن استفاده نمی‌کند اما هر دو کشور ترجیح می‌دهند در «پایان جنگ یمن»، عربستان سعودی قوی‌تر از رقبایش باشد.
به عقیده شما جنگ می‌تواند از طریق شمال یمن به جنوب عربستان گسترش بیشتری پیدا کرده و در حوزه‌های قطیف، عوامیه و... کشانده شود و موقعیت عربستان را با خطر جدی مواجه کند؟

در این زمان، به نظر من ایجاد چنین گستردگی‌ای سخت خواهد بود.
به نظر شما امکانپذیر خواهد بود؟

شاید. اگر این گستردگی واقعاً ایجاد شود برای آنهایی که در قطیف به سر می‌برند بسیار مهم خواهد بود و معترضان این منطقه علیه اقدامات مقامات داخلی سعودی‌ها با معترضانی که علیه اقداماتی که این کشور با کشور‌های خارجی علیه یمن انجام می‌دهد، اتحادی برقرار خواهند کرد.

اما در حال حاضر، این دو دسته معترض در داخل عربستان سعودی بسیار نابرابر و از هم جدا هستند که هیچ ارتباط تئوریک و سیاسی‌ای که منجر به اعتراض شدید می‌شود بین آنها وجود ندارد. با این حال، این بدین معنا نیست که چنین چیزی غیر ممکن است اما تاکنون این گستردگی به طور جدی ایجاد نشده است. اگر موضوع جدی است، این بدین معناست که چند نیروی داخلی یا خارجی باید به کاتالیزوری تبدیل شوند تا این ارتباط را شکل دهند. چنین ارتباطی به نفع حوثی‌ها و عواملی که آنها را حمایت می‌کنند خواهد شد اما هنوز مشخص نیست که چه شخص یا سازمانی قادر خواهد بود این نقش را ایفا کند.
آیا این امکان وجود دارد که در صورت تقابلی‌تر شدن تضاد منافع روسیه در سوریه و منطقه، مسکو در یمن نیز به شکل نظامی ورود کند؟

هم اکنون با عقب‌نشینی سر‌بازان روسی با دستور پوتین از خاک سوریه، به نظر نمی‌آید روسیه علاقه‌ای به ورود نظامی به خاک یمن داشته باشد. نخست اینکه دایره نفوذ روسیه در یمن همانند سوریه نیست (مسکو دایره نفوذ مستقیمی در یمن نمی‌بیند). دوم اینکه آیا استدلال‌هایی که روسیه برای ورود به سوریه مطرح می‌کند می‌تواند در مورد یمن نیز مطرح شود همچنین برای جامعه نظامی روسیه سخت است قبول کند که امور یمن و حل آشفتگی ‌داخلی و سیاسی این کشور به اندازه سوریه از لحاظ جغرافیایی و ژئوپلتیکی تأثیرگذار باشد. البته این مشاهده ممکن است در دنیای واقعی نادرست باشد اما درک آن در حال حاضر بسیار قوی است و استدلالاتی بر خلاف هرگونه ماجراجویی سریع روسیه در یمن را مطرح می‌کند.
به عقیده شما عملکرد سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری نسبت به کشتار غیرنظامیان از جمله کودکان و زنان مناسب است یا با نوعی سکوت (واکنش حداقلی) همراه است؟ در این باره باید چه رویکردی را اتخاذ کرد؟

زید رعد الحسین، عضو ارشد هیئت حقوق بشر روز جمعه هجدهم مارس (28 اسفند 1394) در گزارشی گفت: «مقامات ارشد حقوق بشر سازمان ملل اذعان داشته‌اند سازمان، ائتلاف عربستان سعودی برای جنایات جنگی و جنایات غیرانسانی در یمن را بررسی خواهد کرد. عربستان سعودی با هدایت این ائتلاف‌ها در یمن ممکن است برای «جنایات بین‌المللی» نیز مسئول باشد. این جنایات شامل جنایات جنگی و جنایات غیرانسانی است. مقامات ارشد حقوق بشر سازمان ملل همچنین حمله هوایی در یمن در هفته سوم ماه مارس (مصادف با 28 اسفند 1394) را محکوم کردند در این حمله که یک فروشگاه محلی مورد هدف قرار گرفته بود، 106 نفر کشته شدند به علاوه اینکه، این ائتلاف به اندازه دو برابر کشته‌های غیرنظامیان دیگر نیروهای مسئول است.»

آنچه در بالا گفته شد بخشی از گزارشات 28 اسفند 94 است. این گزارشات نشانگر یک نوع جنبش اولیه در بخشی از سازمان‌های بین‌الملل و آژانس‌های نظارتی است تا اقدامات سعودی‌ها در خاک یمن را با حساسیت بیشتری بررسی کنند.

همانطور که قبلاً نیز گفتم، من فکر نمی‌کنم جامعه جهانی مایل باشد نظارت حساس‌تری بر فعالیت‌های سعودی‌ها در یمن داشته باشد. شاید امیدوار است که هیچ اتفاق فاحش و ضدانسانی رخ ندهد تا مجبور شوند به عربستان سعودی ربطش دهند.

به نظر می‌آید این امیدواری‌ها به تدریج به ناامیدی تبدیل می‌شوند. اینکه گزارش بالا، گذشته را به یک نقطه غیر‌قابل برگشت تبدیل خواهد کرد یا اینکه نظارت و بررسی بین‌المللی بر مانور‌های سعودی‌ها انجام خواهد شد یا نه، قابل پیش بینی نیست. البته مطمئن هستیم که هر نفوذ یا تأثیر بین‌المللی که عربستان سعودی و متحدانش بر روند نظارتی برای نادیده‌گرفتن جنایاتشان در یمن اعمال کنند، تمام و کمال و با تمام قوا خواهد بود. این چهره زشتی از عدالت بین‌المللی است. حداقل امیدواریم این موضوع به موضع روشنی تبدیل شود تا جایی برای دستکاری‌های سیاسی در آن نباشد. اما چیزی که حقیقت بیان می‌کند این است که چنین دستکاری‌هایی به مراتب بیشتر اتفاق خواهد افتاد. مخصوصاً زمانی که بازیگران بین‌المللی بزرگ و منافع امنیت ملی‌شان دخیل باشند.

کلید واژه: یمن - جنایات جنگی
کد مطلب: 50039
زمان انتشار: چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 - 12:26:33
نظرات
هیچ نظری درباره این مطلب تا کنون به ثبت نرسیده است.
فرم ارسال نظر

نام (اختیاری)

پست الکترونیک (اختیاری)  

آدرس وب سایت یا وبلاگ

نظر شما  

لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید:

 = 6-3

دیگر مطالب
گفتگو
قدردانی  ۱۱۴ کشور در«یو پی‌ آر» از اقدامات حقوق بشری ایران / توجه اعضا به ارتقا جایگاه زنان در ایران
رئیس فراکسیون زنان در گفتگو با ستاد حقوق بشر مطرح کرد:
قدردانی ۱۱۴ کشور در«یو پی‌ آر» از اقدامات حقوق بشری ایران / توجه اعضا به ارتقا جایگاه زنان در ایران
فریده اولاد قباد