به روز شده: 4 ساعت و 36 دقیقه قبل
کد مطلب: 73896
زمان انتشار: چهارشنبه 26 تیر 1398 - 09:10:52

دومین جلسه رسیدگی به پرونده قتل میترا استاد

دومین جلسه رسیدگی به پرونده قتل میترا استاد
قوه قضائیه  - دومین جلسه رسیدگی به پرونده قتل میترا استاد در دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محمدی کشکولی به صورت علنی آغاز شد.

به گزارش میزان، دومین جلسه رسیدگی به پرونده قتل میترا استاد در دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محمدی کشکولی به صورت علنی برگزار شد.

در ابتدا قاضی کشکولی گفت: قبل از رسمیت جلسه دادگاه لازم است با توجه به علنی بودن دادگاه مطالبی عرض کنم و در مرحله بعد با اعلام رسمیت جلسه دادگاه ادامه خواهد داشت.

رئیس دادگاه گفت: جلسه دادگاه با مجوز ریاست قوه قضاییه به موجب مقررات قانون آیین دادرسی کیفری علنی است انتشار مشروح دادگاه با رعایت قانون ۳۵۲ آیین دادرسی کیفری آزاد است با توجه به اینکه مطالبی در فضای مجازی منتشر می‌شود که بعضا به روایت از رسانه‌ها و خبرنگاران حاضر در جلسه است و با توجه به مقررات مفاد مواد ۳۵۴ قانون آیین دادرسی کیفری، در خصوص اخلال در نظم دادگاه و مطالب تذکر می‌دهم.

وی گفت: از مستشار دادگاه آقای ترابی می‌خواهم مقررات ماده ۳۵۴ و ۳۵۲ قانون آیین دادرسی کیفری درباره علنی بودن یا غیر علنی بودن را برای حاضرین قرائت کند.

ترابی مستشار دادگاه مفاد ومواد ۳۵۴ و ۳۵۲ قانون آیین دادرسی کیفری را قرائت کرد.

قاضی کشکولی در ادامه گفت: با اعلام رسمیت و پیرو جلسه مورخ ۲۲.۴.۹۸ جلسه امروز را در وقت مقرر آغاز می‌کنیم.

جلسه شعبه نه دادگاه کیفری یک استان تهران، به امضا کنندگان ذیل با حضور طرفین پرونده و اولیای دم، احدی از اولیای دم، مهیار صفری، محمد علی نجفی و دو تن از وکلای مدافع تشکیل است.

وی گفت: نماینده دادستان و افراد مطلع حاضرند، همچنین کارشناسان در صحنه جرم از جمله کارشناس اسلحه، کارشناس بخش فیزیک جنایی، پزشک معاینه جسد و روانپزشکان حضور دارند که در صورت ضرورت از آن‌ها توضیح اخذ خواهد شد.

قاضی گفت: جلسه امروز در دو بخش بررسی صحنه جرم و ورود و خروج افرادی که قبل از ساعت ۹ تا ۱۲:۴۰ روز وقوع جرم که آخرین خروج نجفی بود، عندالاقتضاء پخش خواهد شد.

وی افزود: در این مرحله دادگاه خطاب به وکلای اولیای دم می‌گوید که اگر صحبتی دارند احدی از وکلا در جایگاه قرار بگیرد.

حاجی لویی احدی از وکلای اولیای دم در جایگاه حاضر شد و قاضی کشکولی ضمن تفهیم مقررات ذیل ماده ۱۹۴ قانون آ‌یین دادرسی کیفری گفت: اگر مطالبی دارید بفرمایید.

حاجی لویی از وکلای اولای دم گفت: در جلسه قبل به دستور شما مواردی در این پرونده به عنوان حواشی اتفاق افتاده بود که شما دستور دادید عنوان نشود، اما تیتر مهدورالدم بودن در روزنامه‌ها منتشر شد و به آبروی اولیای دم خدشه وارد گردید.

وی ادامه داد: من به همراهی همکارم بعد از مطالعه پرونده، دفاعیات ناجوانمردانه متهم حاضر را مطالعه کردیم که این دفاعیات متعارض بود و لاجرم در کیفرخواست خوانده شد و تیتر اول رونامه‌ها گشت.

این وکیل افزود: اقاریر متهم به این شرح بود که مرحومه ابتدا وارد زندگی‌ام شد و من اشتباه کردم با او ازدواج کردم، البته او در دفتر مهرشهر کرج چه هزینه‌ای کرد تا این ازدواج را به ثبت برساند، بماند.

وی خطاب به محمدعلی نجفی گفت: شما حق طلاق داشتید و می‌توانستید او را طلاق بدهید. بعد می‌گویید او را کشتم اشتباه کردم. شما نوک مداد را که نشکانده‌اید که می‌گویید اشتباه کردم، اینجا صحنه سیاست نیست که با هر اشتباهی کنار بکشید، شما مرتکب قتل عمد شدید و در دادگاه باید پاسخگو باشید.

در این هنگام قاضی کشکولی ضمن تذکر گفت: ما مقررات آیین دادرسی کیفری را قرائت می‌کنیم و توقع داریم وکلا که حقوقدان هستند قواعد عمومی را قرائت کنند، شما مطالب را بر خلاف قانون عنوان نکنید.

قاضی ادامه داد: از مستشار خود آقای ترابی می‌خواهیم مجددا مفاد ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی کیفری ر ا قرائت کند. شما باید حقوق شهروندی را رعایت کنید، استماع الفاظ ناجوانمردانه در شان دادگاه نیست.

ترابی مجددا مفاد مواد ۳۵۸ قانون آیین دادرسی کیفری را قرائت کرد.

وکیل اولیای دم در ادامه اظهار کرد: یک بار گفتند پرستو است و با نهاد‌های امنیتی در ارتباط است و یک بار گفتند قصد داشته اطلاعات شخصی را در اختیار خبرنگار قرار دهد؛ اما آقای نجفی شما چهل سال در سیاست این مملکت دست داشتید و بهتر از همه می‌دانید کار نهاد امنیتی طبقه‌بندی اطلاعات و کار خبرنگار انتشار اطلاعات است، البته اولیای دم می‌دانند مقتول قصد داشته چه مسائلی را با خبرنگار مطرح کند.

وی ادامه داد: این حرف‌ها را وکیل معزول‌شان یاد داده و گفته چون مهدور‌الدم بوده به این علت وی را به قتل رسانده؛ اما حرف خود را پس گرفتند و گفتند نیت کشتن نداشته است. من از آقای گودرزی وکیل آقای نجفی می‌خواهم به متهم بگوید این دو دفاع قابل جمع نیست.

قاضی کشکولی خطاب به وکیل اولیای دم گفت: خطاب صحبت شما به دادگاه باشد.

وکیل اولیای دم در ادامه اذعان کرد: از شما خواهش می‌کنم یک بار برای همیشه در محضر دادگاه به قتل عمدی اعتراف و عذر خواهی کنید.

قاضی کشکولی اظهار کرد‌: شما باید در چارچوب دفاع صحبت کنید.

وکیل اولیای دم اظهار کرد: اولیای دم اکنون گله‌مندند که چرا (خانواده قاتل) در این مدت حتی یک بار به پسر او که مادر خود را در حمام خون‌آلود دیده و پسری که به ناحق مادرش کشته شده، حتی یک سر نزدند.

قاضی کشکولی خطاب به وکیل اولیای دم گفت: این‌ها در رابطه با دلایل اتهام نیست.

وکیل اولیای دم در ادامه گفت: خانواده متهم حق و حقوق مقتول را مطالبه کرده و ماشین لکسوس وی را فروختند تا به این‌ها پولی نرسد که حتی نتوانند این بچه را به روانشناسی ببرند. سئوالی که دارم این است اتهاماتی که به مقتول زدید وکالتا یا اصالتا بوده که حق دفاع محفوظ باشد.

قاضی کشکولی در این بخش از جلسه دادگاه اظهار کرد: در رابطه با عدم حضور احدی از وکلای نجفی، وی آخر وقت اداری روز گذشته علیزاده طباطبایی را عزل کرد و مراتب به وی ابلاغ شده است و به همین دلیل در این جلسه حضور نیافت.

قاضی کشکولی با بیان اینکه احدی از اولیای دم در جلسه به نام مهیار صفری حضور دارد و جهانشاه صفری به عنوان، ولی قهری وی است، گفت: از خبرنگاران تقاضا می‌کنم با توجه به شرایط سنی عکسی از وی نگیرید چرا که برخلاف قانون و شان خبرنگاری است.

در ادامه قاضی کشکولی از جهانشاه صفری خواست تا در جایگاه قرار گیرد و از وی پرسید که پسرش چند سال دارد.

جهانشاه صفری در پاسخ گفت: متولد ۱۱ شهریور ۱۳۸۲ است.

قاضی کشکولی خطاب به جهانشاه صفری گفت: شما تشریف داشته باشید و از شما به موقع تحقیق خواهم کرد.

رئیس دادگاه از مهیار صفری خواست تا در جایگاه قرار گیرد و ضمن تفهیم ماده ۱۹۴ قانون آیین‌دادرسی کیفری از وی خواست تا اگر شکایتی دارد با ذکر دلایل و در ابتدا با معرفی خود بیان کند.

پسر میترا استاد بیان کرد: مهیار صفری متولد ۱۱/۶/۸۲ فرزند جهانشاه و سیکل هستم.

قاضی کشکولی اظهار کرد: در رابطه با قتل مادر خود اگر شکایتی دارید بیان کنید.

مهیار گفت: تقاضای قصاص خون مادرم را دارم.

قاضی کشکولی از پسر میترا استاد خواست تا مشاهدات خود را از نحوه قتل مادرش بیان کند.

مهیار در تشریح نحوه قتل مادر خود بیان کرد: ساعت ۹ صبح از خانه خارج شدم و ۱۲ وارد خانه شدم که دو غریبه در خانه بودند در ابتدا فکر کردم اشتباه آمدم، اما متوجه شدم درست آمدم و به کمک آقای آقازاده وارد حمام شدیم و مادرم را داخل حمام دیدم که حوالی ساعت ۱۲ و ۱۰ دقیقه بود.

قاضی کشکولی خطاب به مهیار گفت: مادر شما در چند نوبت با نجفی درگیری داشت و حتی طرفین زخمی هم شده بودند در این خصوص چه می‌دانید؟

مهیار گفت: این موضوع به ماه‌ها پیش و حدود سه ماه پیش برمی‌گردد.

در ادامه جهانشاه صفری پدر مهیار صفری در جایگاه قرار گرفت و قاضی کشکولی خطاب به وی گفت: شما طبق قانون، ولی قهری هستید در رابطه با خواست پسرتان توضیح دهید؟

جهانشاه صفری گفت: درخواست من این است که عدالت برقرار شود. تقاضای قصاص دارم و با توجه به اینکه پسرم چنین تقاضایی داشته از طرف وی این تقاضا را دارم.

در ادامه قاضی کشکولی از متهم نجفی خواست تا برای دفاع در جایگاه حاضر شود.

قاضی خطاب به متهم نجفی گفت: در ابتدا خود را معرفی کنید ضمن اینکه مواد ۱۹۳ و ۱۹۴ آ‌یین دادرسی کیفری تفهیم می‌شود و مواظب اظهارات خود باشید.

نجفی گفت: من محمد علی نجفی فرزند احمدعلی متولد سال ۱۳۳۰ در تهران، و ساکن تهران هستم و سابقه کیفری ندارم.

قاضی ضمن تفهیم اتهام به نجفی گفت: با توجه به شکایت اولیای دم و مطالبه قصاص و مطالبه دیه گزارش کلانتری ۱۲۵ شهرک غرب در خصوص کشف جسد مقتوله در منزل شما، اظهارات دخترتان و دامادتان و مهیار صفری و راننده شخصی شما در خصوص مشاهدات خود در صحنه جرم، کشف پوکه و مرمی از جسد مقتوله و صحنه جرم، کشف اسلحه نیمه خودکار کمری با ۵ پوکه شلیک شده، گزارش عوامل بررسی صحنه جرم و جسد، نظریه پزشکی قانونی، اعترافات صریح شما در مرجع انتظامی، پلیس آگاهی تهران و نزد بازپرس، گزارش فیزیک جنایی و کارشناس اسلحه در خصوص سلاح استفاده شده، بازسازی صحنه جرم، بازبینی فیلم‌های دوربین‌های مدار بسته و ورود افراد مطلع، کارشناسی سلاح برتا و خشاب و ۸ فشنگ جنگی، کشف دست نوشته شما در سه برگ و شش صفحه و دو برگ داخل منزل و انجام کارشناسی و تأیید اصالت آن، اظهار نظر سه نفره پزشکی قانونی در خصوص سلامت روحی و روانی شما و صدور کیفرخواست از ناحیه دادسرای جنایی، اتهام شما به شرح ذیل تفهیم می‌شود.

در ادامه قاضی گفت: اتهام منتسب به شما اعم است از ۱. مباشرت در قتل عمدی مرحومه میترا استاد فرزند کاکابرار به واسطه شلیک گلوله از اسلحه نیمه کمری غیر مجاز ۲. حمل و نگهداری سلاح و مهمات مربوطه پس از انقضای مهلت حمل سلاح و ایراد جراحت عمدی منتهی به فوت، آیا اتهامات انتسابی را قبول دارید؟

متهم نجفی گفت: مواردی از آنچه گفتید را قبول دارم؛ اما اتهام قتل عمد را نمی‌پذیرم. از وقتی که به من دادید تشکر می‌کنم و این حادثه دردناک را به خانواده استاد تسلیت عرض می‌کنم. هدف من در تبیین مسائل فقط روشن شدن حقایق است. به خدا پناه می‌برم امیدوارم خداوند از این تقصیر مرا مورد رحمت خود قرار دهد.

این متهم گفت: آنچه در کیفرخواست قرائت شد بخشی نادرست و بخشی غیر دقیق بود. امروز از رئیس دادگاه تشکر می‌کنم که بر اساس قانون به او تذکر داد، وکیل حق ندارد توهین کند یا الفاظ ناجوانمردانه استفاده کند یا به دوران وزارت من در آموزش و پرورش با سخنانی طعنه بزند.

وی گفت: آنچه در مطالب آقا مهیار هم مطرح شد به دلیل شرایط روحی او را درک می‌کنم او مطالبی را به اشتباه گفت که البته وارد نمی‌شوم، اما من به هیچ عنوان در هیچ زمانی مرحومه را به قتل تهدید نکردم، درباره اسلحه هم توضیح خواهم داد.

متهم نجفی افزود: در کیفرخواست مطالبی ذکر شده بود که از نامه شش صفحه‌ای من خواندند در حالی که من در صدر نامه نوشته بودم که دوست ندارم نامه عمومی شود حتی نمی‌خواستم همه بستگانم از آن اطلاع داشته باشند تعجبم که چرا نماینده دادستان بخشی را قر ائت کرد و اگر قرائت آن مطالب لازم بود باید در جلسه غیر علنی مطرح می‌شد من به این موضوع راضی نبودم در صدر نامه هم به آن اشاره کرده بودم.

متهم نجفی ادامه داد: تاریخچه‌ای را از رابطه من و آن مرحومه بیان می‌کنم. در تاریخ ۸ تیرماه ۹۷ ما با هم ازدواج دائمی داشتیم و قبل از آن به مدت ۷ ماه محرم با عقد موقت بودیم و رابطه داشتیم و در دوران عقد موقت به دلیل مشغله کاری که من داشتم فرصت گفت‌وگو نداشتیم و خیلی از مسائل اجمالی و عقد دائم با عجله اتفاق افتاد.

این متهم گفت: من به این دلیل راضی به عقد دائم نبودم که اولا فرصت بیشتری برای شناخت هم داشته باشیم و دیگر اینکه از نظر مبانی اعتقادی و فرهنگی با هم فاصله داشتیم. همچنین من قرار عمل جراحی در تاریخ ۱۰ یا ۱۲ اردیبهشت داشتم و پزشک معالجم به من گفته بود تا یک ماه بعد از عمل نمی‌توانم فعالیت داشته باشم و باید تحت مراقبت قرار بگیرم، اما او این را نپذیرفت و عجله من به این دلیل بود.

وی افزود: بعد از عقد دائم اختلافات در مسائل مختلف خود را نشان داد و من خیلی سعی کردم بعد از دوران نقاهت با بحث و گفت‌وگو به یک نقطه مشترک برسیم، البته برخی سوتفاهم‌ها مسئله ما را به صورت حادتری نشان می‌داد.

متهم نجفی گفت: حدود شش ماه قبل به این نتیجه رسیدم که زندگی مشترک ما با توجه به عمق اختلافات به جایی نمی‌رسد و پیشنهاد طلاق توافقی دادم؛ اما او نپذیرفت و یکی از دلایل او عشقش به من بود من هم او را دوست داشتم، اما فکر کردم با این حجم اختلافات ادامه بدهیم عشق ما به نفرت تبدیل می‌شود.

وی گفت: از طریق ریش سفیدان تلاش کردم البته می‌توانستم خودم او را طلاق بدهم، او در روز عقد از من خواسته بود و با هم به توافق رسیده بودیم که در صورتی که هر کدام خواستیم جدا بشویم اختیار طلاق با او باشد، اما من به او قول داده بودم در صورت توافق دو طرفه جدا خواهیم شد به همین دلیل پافشاری نکردم و طلاق محقق نشد.

وی گفت: تا اینکه این اواخر از یک ماه قبل از واقعه گفت که حق نداری درباره طلاق با من یا اعضای خانواده‌ام صحبت کنی، یک هفته قبل از حادثه از منزل قبلی تصمیم گرفتیم به منزل بزرگتری نقل مکان کنیم. روز اسباب کشی دوباره سر موضوعی بحث کردیم، برادر و خواهرش نیز حضور داشتند رابطه سرد بود تا قبل از شب حادثه که برادرش را برای شام دعوت کرده بود. دور هم بودیم او فهمید رابطه سرد است بعد از شام برادرش رفت.

متهم نجفی گفت: بعد از رفتن برادرش مرحومه شروع به جر و بحث کرد. من نمی‌خواستم وارد جر و بحث شوم، چون در مواردی به برخورد فیزیکی هم می‌انجامید و من مخالف بودم، در طول عمرم با هیچ کس برخورد فیزیکی نداشتم، آن شب سعی کردم جواب ندهم و برای اتمام بحث به اتاق خواب رفتم تا استراحت کنم.

این متهم گفت: مرحومه تا ساعت ۳ صبح در اتاق من راه می‌رفت و با عصبانیت حرف می‌زد و نگذاشت من استراحت کنم. حدود ساعت سه به اتاق دیگری رفت و من خوابیدم صبح روز بعد حدود ساعت ۸:۰۰ آقا مهیار را بیدار کردم تا با آژانس سر جلسه امتحان حاضر شود. من با او با ملاطفت رفتار می‌کردم، سعی می‌کردم وظایف پدری را برای مهیار به نحو احسن انجام دهم.

وی افزود: بعد از رفتن مهیار حدود ساعت ۹ مرحومه بیدار شد و به مجرد بیرون رفتن مهیار، مطالب شب قبل را مطرح کرد. پاسخ ندادم. ۹:۳۰ حمام رفت و گفت بعد از حمام بیرون می‌روم پرسیدم کجا می‌روی، گفت خودم می‌دانم و به طرف حمام رفت.

متهم نجفی گفت: از آن لحظه به بعد بسیار عصبانی شدم، فشار عصبی داشتم جواب او مبنی بر اینکه خودم می‌دانم کد بود و از آن لحظه به بعد همه ماجرا دو الی سه دقیقه طول کشید و از عصبانیت و خشم نفهمیدم چه شد.

این متهم اظهار کرد: یک دقیقه بعد از اینکه او حمام رفت پشت سرش رفتم، از در حمام تا وان فاصله یک متر است. خواستم با او صحبت کنم تا موضوع طلاق را تمام کنیم. در کمد اتاق خواب نیمه باز بود اسلحه آنجا قرار داشت آن را با عصبانیت برداشتم و پشت سر او وارد شدم اسلحه را برداشته بودم تا به او بگویم اگر ادامه بدهد شاید کار ما به خون و خونریزی برسد.

وی بیان داشت: اسلحه را با بالش به حمام بردم، نمی‌دانم چرا هنوز وارد وان نشده بود وقتی وارد حمام شدم تقریبا سینه به سینه شدیم بالش را کنار زدم که بگویم کار ما به جا‌های باریک می‌کشد اگر به صورت مسالمت آمیز به پایان نرسانیم. با دیدن اسلحه هول شد و دو دستش را روی شانه‌های من گذاشت، به عقب رفتم دستم روی ماشه بود یک گلوله شلیک شد بالش به زمین افتاد بعد از آن ابتکار عمل از دستم خارج شد. نوک اسلحه را بالا بردم تا به سمت او نباشد و به او آسیب نرسد.

متهم نجفی ادامه داد: او دو دستی دست راستم را گرفت، گفتم ول کن، و چهار تیر شلیک شد. من قصد شلیک نداشتم تا اینکه آخرین تیر به او اصابت کرد که به اعتقاد من غیر مستقیم شلیک شده است. او عقب رفت از پشت سر در عرض وان افتاد مقداری از بدن داخل و مقداری بیرون ماند. بعد از آن دیگر تیری شلیک نشد.

وی افزود: شوکه شده بودم جلو رفتم دیدم حرکتی ندارد و بالای سینه‌اش سوراخ شده، تا ۴ و ۵ دقیقه بدون حرکت آنجا ایستاده بودم. چند بار قصد کردم با همان اسلحه خودم را بکشم. کنار او در وان نشستم و شلوار و قوزک پایم خونی بود به نظرم آمد آن دو بار که کنار او نشسته بودم اینطور شده بود.

نجفی گفت: بعد از چند دقیقه از حمام بیرون آمدم و نمی‌دانستم چه کنم. نهایتا به راننده‌ام زنگ زدم. دو کیف با اسناد خصوصی و موبایل و مدارک پزشکی و کپی قباله ازدواج در آن بود. نمی‌دانستم چه اتفاقی برایم می‌افتد به راننده‌ام گفتم این‌ها را به دخترم بده. تا این مدارک گم نشود.

وی گفت: بعد به نظرم رسید از داستان زندگی مشترکم با مرحومه نامه‌ای بنویسم، چون که به دستور مرحومه با خانواده‌ام شش ماه بود تماس نداشتم، البته دو سه بار با حضور خودش تماس تلفنی داشتم.

متهم نجفی ادامه داد: از خطم معلوم بود نامه را با عجله نوشته‌ام عنوان مهدورالدم را اصلا مطرح نکردم در بازجویی هم نگفتم حتی بازپرس بار‌ها می‌خواست آن را در دهان من بگذارد، اما من نگفتم.

وی ادامه داد: آن نامه را نوشتم داخل کیف گذاشتم و به راننده دادم. بعد از آن به زیارت حضرت معصومه (س) در قم و قبور پدر و مادرم رفتم تا آنجا تصمیم بگیرم که چه اقدامی انجام بدهم. اسلحه را با خودم بردم. فکر می‌کردم شاید در محل مزار پدرم خودکشی کنم.

این متهم گفت: کارت حمل سلاح را در کمد قسمت جعبه داور‌ها گذاشته بودم آن را برداشتم دیدم زمان آن تا سال ۹۴ است بعد از مدت‌ها تازه فهمیدم تاریخ اعتبار آن تمام شده است.

متهم نجفی افزود: از ترمینال بیهقی با اتوبوس به قم و سر مزار پدر و مادرم رفتم. تصمیم گرفتم خودم را معرفی کنم و با کرایه خطی به ترمینال و به اداره آگاهی مرکزی رفتم. در راه تلفن همراه راننده را گرفتم و نمی‌دانم به همسر اولم یا به دخترم زنگ زدم، البته دخترم جواب داد. گفتم نگران نباشید به اداره آگاهی می‌روم. به اداره آگاهی رفتم یکی دو ساعت قبل از پوشیدن لباس بازداشتی‌ها با ریاست آگاهی صحبت کردم که آن عکس منتشر شده بود.

وی افزود: بعد از احضار، لباس بازداشتی پوشیدم و به پزشکی قانونی رفتیم. درباره اینکه من قصد قبلی برای قتل داشته باشم به هیچ عنوان درست نیست، من قصد قبلی نداشتم. البته اشتباه کردم که اسلحه همراهم بود یا دستم روی ماشه بود. قصد نداشتم، چون فاصله من با او زیاد نبود اگر قصد قبلی داشتم یک تیر کفایت می‌کرد ۵ گلوله شلیک شد. محل اصابت گلوله به بدن او از نظر فنی نشان می‌دهد مستقیم نبوده است.

متهم نجفی بیان داشت: من قبل از انقلاب در کلاس اسلحه شرکت کرده بودم و آشنایی داشتم. اینکه در فاصله یک متری ۵ گلوله به سقف و ... بخورد، نشان می‌دهد شلیک‌ها غیر ارادی بود.

وی افزود: در فضای مجازی این مطلب را که شوخی به نظر می‌رسد جدی نوشته بودند و سه نفر در بازداشتگاه از من پرسیدند که شما دستتان باز بود چرا این کار را به کسی دیگر واگذار نکردید، واقعا من قصد قبلی برای قتل نداشتم که این کار‌ها را بکنم. تا شب آخر مشغول کار‌های زندگی‌ام بودم. اما اختلافات آنقدر زیاد شده بود که می‌خواستم او را به طلاق قانع کنم. درباره اسلحه باید بگویم در سال ۶۰ که ترور خیابانی توسط گروه‌های منافقین و ... انجام می‌شد در زمان مرحوم شهید رجایی من وزیر فرهنگ و آموزش عالی شدم آن زمان در شورای عالی امنیت تصمیم گیری شد مسئولینی که در معرض ترور هستند سلاح داشته باشند و به من هم دادند چند ماه همراهم بود.

وی گفت: بعد از آرام شدن فضای کشور هیچ گاه اسلحه همراهم نبود من کارت حمل سلاح را کنترل نمی‌کردم، اما از طریق حراست دستگاه مورد خدمت یا سرتیم محافظین خود به خود تمدید می‌شد تا آخرین بار که شاید در حراست ریاست جمهوری بود که کارت من تمدید شده بود.

این متهم گفت: بار‌ها خواستم اسلحه را برگردانم. در سال ۱۳۷۰ وزارت دفاع اسلحه مسلسل جدید که خودش تولید کرده بود به وزرا و مسئولین هدیه داد. من دو سه ماه بعد دیدم به دردم نمی‌خورد تحویل دادم در کنار آن اسلحه کلتم را هم تحویل دادم. اما آن‌ها گفتند اسلحه کلت را نگه دار من هم گرفتم.

متهم نجفی افزود: اسلحه غیر مجاز نبود، اما من در تمدید کارت بی دقتی و قصور کرده‌ام که تمدید نشده است. اسلحه در منزل قبلی ام دور از دسترس بود، اما بعد از انتقال به منزلی که برای مرحومه گرفته بودم اسلحه را در چمدان لباس‌های تابستانی‌ام گذاشته بودم. دو سه بار مرحومه پرسید اسلحه را آورده‌ای گفتم آورده‌ام می‌خواست طرز کار آن را یاد بگیرد. یکی دو بار در کیفرخواست درباره خودکشی با اسلحه مواردی مطرح شده در حالی که اینطور نبود ما با هم شوخی می‌کردیم که با اسلحه همدیگر را بکشیم فقط شوخی بود.

وی ادامه داد: تا دو شب قبل از واقعه چمدان را آوردم و می‌خواستم لباسهایم را بچینم. مرحومه وسایلم را در می‌آورد به من می‌داد من می‌چیدم، اسلحه را دید از او گرفتم و در یکی از قفسه‌های کمد کنار داروهایم گذاشتم با این هدف که بعد از انجام کار خشاب‌های آن را دربیاورم و در جایی مخفی کنم.

متهم نجفی در ادامه دفاعیات خود گفت: متاسفانه آن شب زمانی که کار چیدن لباس‌ها تمام شد گفت که برویم شام بخوریم که در همین حین من یادم رفت بعد از آن اسلحه را بردارم و خشاب را خارج کنم و در جای امن‌تری نگه دارم.

وی در ادامه با اشاره به روز جنایت افزود: روز درگیری پشت سر وی رفتم که چشمم به اسلحه افتاد و قصد داشتم که با اسلحه او را بترسانم و بگویم که کار ما به جای باریک می‌رسد و بیا این مشکلات را حل کنیم.

این متهم در ادامه ضمن قدردانی از ریاست دادگاه گفت: امیدوارم توضیحاتی که دادم در خصوص ابهاماتی که در این حادثه وجود داشته بکاهد و من توضیح دادم که این ازدواج متاسفانه با دقت و حوصله کافی انجام نشده بود، البته نمی‌خواهم تقصیر را گردن آن مرحومه بیندازم چرا که من سنم بیشتر بود.

متهم نجفی با بیان اینکه برگشت روزگار سهل است، یا رب نظر تو برنگردد، گفت: امیدوارم خداوند از گناهان هر دوی ما درگذرد چرا که این مصیبت‌ها در زندگی هر کس ممکن است پیش آید و توصیه من به خودم و خانواده آن مرحوم این است که "بَشِّرِ الصَّابِرینَ الَّذینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ"

در ادامه قاضی کشکولی خطاب به مهیار صفری اظهار کرد: گذشت می‌تواند از آثار اجتماعی جرایمی که خیلی مهم هستند و زندگی را دگرگون کند و بخشی را جبران کند وظیفه دادگاه و اولیای دم این است که سازش و گذشت کنند. چرا که قصاص یک فرد نمی‌تواند نمی‌تواند جایگزین قتل مقتوله باشد و این فرهنگ بسیار مثبت می‌تواند توجه جامعه ما را به جرایم جنایی سوق دهد تا بیشتر مراقب رفتار خود باشند.

قاضی کشکولی خطاب به متهم نجفی گفت: شما در مرحله بازجویی پلیس و نزد بازپرس اظهارات فراوانی را در خصوص نحوه قتل، دست نوشته، سلاح و استفاده از آن داشته‌اید که در ادامه گفته‌اید که بخشی از آن‌ها را قبول ندارید.

متهم نجفی گفت: روز اول و دوم من خیلی به خود تسلط نداشتم و مرتب با خود کلنجار می‌رفتم که چه شده، همان روز که خود را به اداره آگاهی معرفی کردم از من خواستند تا با صدا و سیما مصاحبه کنم که من مخالف بودم که گفتند شایعه شده به خارج از کشور فرار کرده‌ام و من واقعا با آن نیت صحبت کردم.

وی در ادامه با اشاره به اظهارات وکیل اولیای دم گفت: وکیل گفت که مهدورالدم بودن مقتول جزو دفاعیات من بوده است، اما چنین چیزی وجود ندارد و بار‌ها از من سوال شد. حتی اگر من معتقد به مهدورالدم بودن باشم قرار نیست حکم قتل را اجرا کنم از طرفی من در کجای بازجویی گفتم در خصوص کشتن اشتباه کردم بلکه اشتباه کردن به معنای مجموعه اتفاقات و آنچه بود که در روز حادثه اتفاق افتاد. من لفظ پرستو را به کار نبردم و اینکه می‌گویند ماشین را فروختم و پول را خارج کردم اصلا چنین چیزی نیست، من ماشین را ۲۰۰ تومان بابت رهن منزلی که برای وی گرفتم بدهی داشتم که آن را دادم و با وی برای فروش ماشین توافق کرده بودم تا اینکه ببینیم می‌توانیم خانه‌ای بخریم یا نه که البته وسع ما به جایی که ایشان مدنظر داشت، نمی‌رسید.

این متهم گفت: پس از آنکه دوره شوک گذشت دائما آنچه که گفتم و می‌گویم برای تبرئه خودم نیست و البته گفته‌ام که دوست دارم قصاص شوم تا این احساس بد وجدانی و گناه در محضر خداوند بخشیده شود.

وی در ادامه در خصوص نیت خود از قتل میترا استاد گفت: در مورد قصد قتل واقعا بدون قصد رفتم و در فاصله یک متری ۴ تیر به دیوار و سقف برخورد کرد و من حتی نمی‌دانسنم تیری به دست وی برخورد کرده است. در اداره آگاهی به من گفتند که شما گلوله خوردید مشکلی ندارید گفتم نه و به من گفتند که چرا پای شما خونی است که گفتم احتمالا خون مقتوله بوده است. در ادامه گفتند شما به دست مقتول نیز شلیک کردید گفتم نه فکر نمی‌کنم. یعنی من قصد قتل نداشتم؛ چرا که او را دوست داشتم و ایشان هم همینطور. در رابطه با آنچه که با عجله نوشتم باید بگویم من نمی‌دانستم چه بگویم و چه شده.

در ادامه قاضی کشکولی ضمن قرائت بخش‌هایی از اظهارات متهم نجفی در مرحله تحقیقات مقدماتی گفت: بخش‌هایی از صحبت‌های شما در اولین بازجویی و در رابطه با اصل قتل قرائت می‌کنم. خشاب از قبل در سلاح بود و مسلح نبود، اشتباه کردم و اقدام به قتل نمودم، اما وقتی که سلاح مسلح نباشد دلیل ندارد روی ضامن قرار داشته باشد آیا اظهارات خود را قبول دارید؟

متهم نجفی در پاسخ گفت: نه واقعا نمی‌دانستم چه شد و چکار کردم، هر چه فکر کردم که در فاصله اتاق خواب تا حمام اقدام دیگری به جز برداشتن بالش کرده باشم به این نتیجه رسیدم که کاری نکردم و سلاح از قبل مسلح بوده است.

قاضی کشکولی خطاب به متهم نجفی گفت: با توجه به اینکه فقط شما به سلاح دسترسی داشتید چطور مسلح بوده؟

این متهم گفت: در منزل قبلی مسلح بوده و من دقت کافی نکردم چرا که اگر می‌خواستم مسلح بودن آن را چک کنم باید خشاب را درمی آوردم و گلنگدن را می‌کشیدم و به همان شکل مسلح به منزل جدید منقل شد.

قاضی کشکولی در ادامه از متهم نجفی پرسید: دقیقا در چه ساعتی آقا مهیار از خانه خارج شد و این واقعه در چه زمانی رخ داد؟

متهم نجفی در پاسخ گفت: آژانسی که برای آقا مهیار رزرو کردیم برای ساعت ۹ بود که همان ساعت ۹:۰۴ و یا ۵ دقیقه از خانه خارج شد و واقعه حول و حوش ساعت نه و نیم رخ داد.

قاضی کشکولی در ادامه از متهم پرسید: با آن شرایط روحی و روانی چگونه آن مسائل حقوقی را دسته بندی کردید و در چه زمانی نامه‌ها را نوشتید؟

متهم نجفی در پاسخ گفت: من نمی‌دانستم که بار حقوقی دارد یا خیر و از یک ربع تا بیست دقیقه بعد از واقعه نمی‌دانستم چکار کنم و قدم می‌زدم. سپس به ذهنم رسید که باید خود را تنبیه و خودکشی کنم و آن نامه را با سرعت نوشتم و آن چیزی بود که به ذهنم رسیده بود، البته من ذهن دسته بندی شده‌ای دارم و نامه‌ای به سازمان بازرسی شب قبل از حادثه نوشته بودم که خدمت آقای شهریاری هست می‌توانید آن را مشاهده و نگاه کنید. من فکر نکردم و با سرعت آن نامه را نوشتم و حتی زمانی که راننده رسید نامه تمام نشده بود.

قاضی کشکولی گفت: شما این نامه را چه زمانی شروع به نگارش آن کردید؟ قبل از تماس با راننده یا بعد از آن؟

متهم نجفی در پاسخ گفت: زنگ زدم به راننده که گفت بنیاد هستم، چرا که ما یک بنیاد خیریه داریم. به وی گفتم بیا منزل و شروع به نوشتن کردم زمانی که رسید نامه تمام نشده بود. کیف‌ها را به او دادم و گفتم که صدایت می‌زنم در ادامه وی را صدا کردم و نامه را در کیف گذاشتم و به او دادم. حدود ساعت ۱۰ به وی زنگ زدم و حدود ساعت ۱۰:۳۰ نامه تمام شد و شاید بیست الی بیست و پنج دقیقه طول کشیده باشد.

قاضی کشکولی خطاب به متهم نجفی گفت: پرینت زمانی که از تلفن همراه آقای آقا زاده تماس گرفته شد در ابتدا ساعت ۹:۳۶ که در ادامه وی با شما ساعت ۹:۴۷ و ۹:۵۵ تماس گرفتند که پاسخگو نبودید که بالا آمدند و زنگ طبقه را زدند که شما در را باز کردید.

متهم نجفی گفت: این یک مقدار عجیب است، اما همان حدود بود.

قاضی خطاب به متهم نجفی گفت: آیا زمانی که وی (راننده) با شما تماس گرفتند و نامه را تحویل گرفتند ۳۸ دقیقه طول کشیده است؟

متهم نجفی در پاسخ گفت: احتمالا شاید یک مقدار درنگ کرده باشند، اما همان حدود ۲۵ تا ۳۰ دقیقه طول کشید، اما همه آن بعد از قتل بود.

قاضی کشکولی اظهار کرد: این نامه داخل کیف و در منزل دختر شما زهرا کشف شد، دست نوشته کوتاهی نیز روی میز ناهارخوری داخل منزل کشف شد.

متهم نجفی گفت: بله یک چیزی نوشتم.

در ادامه دست نوشته مذکور به متهم نجفی نشان داده شد و وی پس از مشاهده دست نوشته گفت: نه این آن دست نوشته نیست و این مربوط به خیلی وقت پیش است، مربوط به تاریخ ۲۰.۱۲ است و مطالبی است که وی (میترا استاد) به من گفته بود و من نوشته بودم.

قاضی کشکولی از متهم نجفی پرسید: چرا روی میز مانده بود؟

متهم نجفی گفت: نمی‌دانم که از کجا آقای شهریاری این را پیدا کردند چرا که این از یادداشت‌های خاص من بود و مطالبی است که وی (میترا استاد) به من گفته بود. آن یادداشت چیز دیگری بود.

قاضی کشکولی خطاب به متهم گفت: آن دو برگ در پرونده موجود است که در رابطه با سازمان بازرسی و هیئت امنای صندوق ذخیره است.

قاضی کشکولی در ادامه با اشاره به گزارش پلیس ۱۱۰ اظهار کرد: در تاریخ ۱۶.۱۰.۹۷ بر اساس گزارش پلیس ۱۱۰ فردی با هویت محمدعلی نجفی مراجعه و اظهار داشته که فردی به هویت میترا استاد که مدت یکسال است همسر بنده است به او اعتماد ندارم و از او شاکی هستم. مفاد این گزارش چیست؟

متهم نجفی در پاسخ گفت: طی درگیری‌های میان من و مقتوله دو بار اورژانس را خبر کردم چرا که در درگیری‌ها به صورت خیلی سطحی دست خود را با تیغ بریده بود و اورژانس آمد و در تلفن گفته بودند که خودزنی است که اورژانس در ادامه پلیس ۱۱۰ را خبر کرده بود.

قاضی کشکولی در ادامه از متهم نجفی در خصوص ساعت خروج وی از منزل پس از قتل میترا استاد پرسید که متهم در پاسخ گفت: دقیق نمی‌دانم به نظرم قبل از ساعت ۱۲ بود و من تا آن موقع در حالت بلاتکلیفی بودم، نهایتا تصمیم به رفتن به قم گرفتم. در ادامه پایم را تمیز کردم و ساعت ۱۲ از خانه بیرون رفتم و به ترمینال رفتم. ساعت را نگاه نکرده بودم و موبایلم را نیز فرستاده بودم رفته بود.

قاضی کشکولی در ادامه از متهم نجفی پرسید: درروز حادثه پس از ترک منزل چه لباسی به تن داشتید؟

متهم نجفی گفت: تی شرتی که به تن داشتم همان تی شرتی بود که شب قبل به تن داشتم و در موقع درگیری نیز همان را به تن داشتم. روی آن یک پیراهن پوشیدم و روی آن کت و شلوار تیره رنگی پوشیدم و با همان لباس به پلیس آگاهی و بازداشتگاه اوین رفتم. یک کیف برزنتی کوچک را که متعلق به آن مرحومه بود و کنار تخت بود برداشتم که در آن چیز‌هایی مانند لوازم آرایش بود که آن را روی تخت خالی کردم و اسلحه را لای جانماز و داخل آن گذاشتم و از آن زمان تا آگاهی در دستم بود.

قاضی کشکولی از متهم پرسید: آیا زمانی که قصد داشتید از ساختمان خارج شوید فردی شما را ندید؟

متهم نجفی در پاسخ گفت: نه فکر نمی‌کنم کسی مرا دیده باشد.

در ادامه به دستور قاضی کشکولی فیلمی از نحوه خروج متهم نجفی نشان داده شد که خلاف ادعای وی را ثابت می‌کرد چرا که هنگام خروج وی از ساختمان و در آسانسور فرد دیگری نیز در آنجا بود.

متهم نجفی پس از مشاهده فیلم مذکور گفت: بله من وارد طبقه پارکینگ شدم و چون از پارکینگ دری به خیابان ایران زمین داشت از در پارکینگ بیرون رفتم.

وی در ادامه و در خصوص علت سفرش به قم اظهار کرد: من گاهی اوقات در حالت‌های خاص روحی و یا زمان‌هایی که مسئولیت داشتم به قم می‌رفتم و با نیت زیارت و حلالیت طلبیدن به قم و مزار پدر و پدربزرگم رفتم تا پس از آن تصمیم خود را هر آنچه که بود اجرایی کنم.

قاضی کشکولی خطاب به متهم نجفی گفت: زمانی که وارد حرم حضرت معصومه (ع) شدید مطالبی عنوان کردید در این خصوص توضیح دهید؟

متهم نجفی گفت: بله وارد صحن که شدم آقای جوانی به سمت من آمد و تسلیت گفت که آنجا بود که فهمیدم موضوع پخش شده، زمانی که وارد حرم شدم آقای جوان دیگری جلوی مرا گرفت و گفت که می‌خواهد عکس سلفی بیاندازد که گفتم نه نمی‌شود که در ادامه گفت که در تهران دنبال شما می‌گردند که به وی گفتم بله بعد از زیارت به تهران می‌روم، ظاهرا آن آقا از پشت سر از من عکس گرفت. دم در نیز به من گفت بیا عکسی بگیریم که من قبول نکردم.

وی ادامه داد: در بازداشتگاه به من گفتند عکس شما را در حرم پخش کردند و فکر می‌کنم حدود ساعت ۴:۳۰ بود که از حرم به سمت تهران راه افتادم و جلوی در سوار تاکسی شدم از آنجا به جای دیگری و از آنجا بعد از نیم ساعت معطلی به تهران آمدم.

قاضی کشکولی به متهم نجفی گفت: آیا شما از تلفن همراه راننده استفاده کردید؟

متهم نجفی گفت: بله، نزدیک اداره آگاهی تصمیم گرفتم تا به خانواده‌ام اطلاع دهم تا از نگرانی خارج شوند خاطرم نیست که به تلفن همسرم یا دخترم زنگ زدم، اما دخترم جواب داد گفتم که دارم به اداره آگاهی تهران می‌روم.

هفتم خرداد ماه امسال همسر دوم شهردار پیشین تهران به ضرب دو گلوله در منزل خود واقع در منطقه سعادت آباد تهران به قتل رسید و عصر آن روز نیز نجفى با حضور در پلیس آگاهى تهران به قتل همسر دوم خود به دلیل اختلافات خانوادگى اعتراف کرد.

نجفی: اسلحه بردم و گفتم که حاضرى به این ماجرا خاتمه بدى...

فردای آن روز محمدعلی نجفی به دادسرا منتقل شد و در جمع خبرنگاران گفت: در نامه‌اى که گذاشته بودم خیلى مختصر سابقه آشناییم را با آن خانم و مشکلاتى که در طول یکسال گذشته با وى داشتم براى خانواده ام نوشته بودم که مطلع باشند که این حادثه چرا اتفاق افتاد.

شهردار پیشین تهران گفت: قصد قتل نداشتم و روز قبل از دعوا با هم بودیم. از ساعت ١١ شب رفتم اتاق خواب که بخوابم وى مرتب بالا سر من مى‌آمد و حرف‌هاى ناپسندى مى‌زد و مى‌خواست مرا عصبانى کند که به درگیرى فیزیکى بینجامد و نسبت به خودم و پدر و مادر مرحومم فحاشى مى‌کرد و برخى مطالب دیگر که بحث خانوادگى مطرح بود.

وی ادامه داد: اسلحه را از سال ٦٠ که ترورهاى خیابانى در ایران بود به دلیل اینکه وزیر فرهنگ و آموزش عالى بودم توسط نهادهاى رسمى در اختیار من گذاشته شده، به صورت مرتب و در واقع کارت سلاح من تمدید مى‌شد. فکر مى‌کنم تا سال ٩٦ این کارت تمدید شد.

نجفی افزود: ١٥ سال است که این اسلحه را نه حمل و نه استفاده کرده بودم. کارت آن بعد از اینکه مهلتش در سال ٩٤ یا ٩٦ تمام شده بود مجددا تمدید نکرده بودم که دیروز متوجه شدم زمان تمدید آن تمام شده است.

شهردار پیشین تهران در رابطه با نحوه آشنایی وی با همسر دومش ادامه داد: در اردیبهشت ٩٦ دفتر من آمد و در آنجا هنوز شهردار نبودم. وی می‌خواست کاندیداى شوراى شهر در اسلامشهر شود، تقاضاى وى این بود که او را به دوستانى که در اسلامشهر دارم معرفى کنم که کمکشان کنند و از آنجا آشنایى ما شروع شد.

دادستان تهران سیزدهم خرداد ماه از صدور کیفرخواست پرونده قتل میترا استاد خبر داد و اظهار داشت: با توجه به تکمیل تحقیقات در پرونده اتهامی آقای محمدعلی نجفی دایر بر الف- قتل عمد خانم میترا استاد ب- حمل و نگهداری سلاح غیر مجاز ج- ایراد صدمه بدنی عمدی منتهی به جرح (غیر فوتی) که با تقاضای اولیای دم مبنی بر قصاص نامبرده، پرونده با صدور کیفرخواست جهت رسیدگی به دادگاه کیفری ارسال شد.

 این پرونده جهت رسیدگى در اختیار شعبه نهم دادگاه کیفرى یک استان تهران به ریاست قاضى کشکولى قرار گرفت.

سخنگوی قوه قضاییه: پرونده قتل میترا استاد از منظر قضایی یک پرونده جنایت خانوادگیِ کاملا روشن است

سخنگوی قوه قضاییه در نشست خبری بیست و یکم خرداد ماه در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه برخی می‌پرسند چرا سرعت عمل در رسیدگی به پرونده محمد علی نجفی در رابطه با سایر پرونده‌های قضایی دیگر نیز انجام نمی‌گیرد، گفت: سرعت عمل در دستگاه قضایی خواست همه مردم است؛ به ویژه در پرونده‌هایی که بازتاب اجتماعی دارد. برخی پرونده‌ها بازتاب اجتماعی ندارد و احساسات و عواطف عمومی را جریحه‌دار نمی‌کند؛ اما هر پرونده‌ای که بازتاب اجتماعی داشته باشد و احساسات عمومی را جریحه‌دار کند، ما صراحتا اعلام می‌کنیم که به این قبیل پرونده‌ها، توأم با دقت و رعایت موازین قانونی، با سرعت و به صورت ویژه رسیدگی می‌کنیم.

اسماعیلی بیان داشت: پرونده قتل میترا استاد نیز در زمره این پرونده‌هاست و اقتضای رسیدگی ویژه را داشت و دارد. علاوه بر آن، این پرونده از منظر قضایی یک پرونده جنایت خانوادگیِ کاملا روشن است و رسیدگی به آن در مرحله تحقیقات در دادسرا با ابهامی مواجه نبود.

سخنگوی قوه قضاییه با بیان اینکه تمامی تحقیقات لازم در رابطه با پرونده قتل میترا استاد انجام گرفته است، گفت: در پرونده مزبور هم وضعیت قتل و هم اقاریر متهم به قتل و هم صحنه جرم و هم کار‌های تخصصی پلیس جنائی و سایر تحقیقاتی که بایستی در پزشکی قانونی انجام می‌شد و مقام قضایی انجام می‌داد، صورت گرفت. این پرونده به قدری واضح بود که نیاز به زمان بیش از این نداشت؛ لذا توصیه من این است فضاسازی بی‌جهت در مورد نحوه رسیدگی و موضوعات این پرونده، انجام نشود.

اولین جلسه دادگاه بیست و دوم تیرماه برگزار شد و نماینده دادستان به قرائت کیفرخواست پرداخت.

 

کد مطلب: 73896
زمان انتشار: چهارشنبه 26 تیر 1398 - 09:10:52
نظرات
هیچ نظری درباره این مطلب تا کنون به ثبت نرسیده است.
فرم ارسال نظر

نام (اختیاری)

پست الکترونیک (اختیاری)  

آدرس وب سایت یا وبلاگ

نظر شما  

لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید:

 = 5+1

دیگر مطالب
یادداشت
تلگرام؛ گوساله سامری
تلگرام؛ گوساله سامری
حجت الاسلام و المسلمین شهریاری
واقعیت ها
واقعیت ها
حسام الدین برومند
مدرس، تاریخ و عدلّیه
مدرس، تاریخ و عدلّیه
سیدمحمد میرزمانی